یه دلتنگی قدیمی


دیشب داشتم توی بخش نظرات یه وبلاگ قدیمی دنبال آدرس دوستای خوب قدیم می گشتم که بهشون سر بزنم چنان تقلایی برای این کار داشتم که انگار من از ارتباط جدید می ترسم , انگار که حتما باید همه اون افراد رو  دونه به دونه چک کنم که ببینم با زندگی چطور کنار اومدن یا میان , انگار که من به یه آرمان والا وفادار بودمو حالا دارم دنبال اونایی میگردم که مثل خودم وفادار بودن تا یه جورایی یا خودمو ثابت کنم یا اونارو دور هم جمع کنم

راستی واقعا آیا من به چنین آرمانی _اگر که وجود داشت_ وفادار بودم؟

به هر حال تمام دیشبم تو نت به جستجویی گذشت که اگه نگم همش اما میشه گفت بیشترش بیحاصل بود

فکر کنم باید یه فکر دیگه واسه خودمو و این افکار فسیل شدمو و این وسیله ارتباطی قدیمی (وبلاگ و وبلاگ نویسی) بکنم



پ.ن: بهم سخت نگیرید حساب یه دلتنگی قدیمیه

نظرات 1 + ارسال نظر

گویند که گرد مَه، ‌زمین می‌گردد
دور فلک و عرش برین می‌گردد
خورشید، جمال مجتبی را دیده است
حیران شده است و این چنین می‌گردد
میلاد دومین اختر تابتاک آسمان ولایت مبارک

ممنون دوست خوب

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد