یک روز
جوجه ناتوانی را ارزانی ام کرد
و روزی دیگر
سیمرغ قدری را با خود برد
باد آورده را باد می برد اما
تمام سالهای جوانی ام
با زحمت و بیگاری شبانه روز
در این میانه گم شدند