عادت کردم به اینکه هر چیزی رو مطلق بخوام و هر چیزی رو مطلق تصور کنم و تمام خواسته ها و آرزوهام بصورت ایده آلی در اومدن
انگار نه انگار که این دنیا همش نسبیه و همش داره دور نسبت میچرخه
همیشه کارای خوبو(یه بهتره بگم کارای مطلوبو) از آدمای خوب یا آدمایی که تصویر خوبی ازشون توی ذهنم ساختم انتظار دارم و کارای بدو(کارای نامطلوبو) از آدمای بد یا آدمایی که تصویر درستی ازشون توی ذهنم نساختم و انگار هیچوقت به این قضیه فکر نکردم که هر آدم بدی لزوما همه کاراش بد نیست و هر کسی که بیشتر کاراش بدن لزوما آدم بدی نیست