-
پوزش
1387/03/09 01:15
با عرض شرمندگی از همه دوستان یه مدتی کامپیوتر مبارکمان ویندوزش خراب شده بود وقت نمیکردیم دوباره نصبش کنیم بعدشم که نصب کردم یه ارور در حین نصب داد که بعد از تموم شدن نصب محل نزاشتم و بقیه نرم افزارامو نصب کردم و وقتی رفتم سراغ اینترنت اکسپلورر تازه فهمیدم که کی به کیه!! هیچی دیگه سه روزی هم بدون اکسپلورر سر کردیم بعدش...
-
کارشناسی ارشد
1387/03/01 07:43
کارشناسی ارشد قبول نشدیم دپرس هم نیستیم می دانیم که بوده اند کسانی که بیشتر از ما زحمت کشیده اند هر چند که ما هم زحمت چندانی به خودمان نداده بودیم یعنی وقتش را نداشتیم کارمان از جای دیگر لنگ است گرفتاریم انشاالله به زودی خدمت همه دوستان می رسیم از لطف همه تان ممنونم
-
فرار !
1387/02/25 09:57
یه دختر ( نه از اونایی که آدم فکر ناجور در موردش بکنه ) از خونه فرار میکنه و بعد از یه سری ماجرا بر میگرده خونه. پسر (در حالیکه باور نداره که اون دختر از خونه فرار کرده بوده) : درسته که دیگه این موارد توی کشور زیاد شده ولی فکر نمیکنم تو اینکارو کرده باشی ولی به هر حال تخیل قوی و حس گیری خوبی بود که تونستی به خوبی...
-
اسفندیار
1387/02/21 00:02
آه اسفندیار مغموم! تو را آن به که چشم فرو پوشیده باشی بامداد بزرگ احمد شاملو پ.ن: نمیدونم به اسفندیار فکر کردین یا نه ؟ ولی خوبه فکر کرده باشین اسفندیار همونیه که یکی از بزرگترین آرزوهای اون زمانی انسان رو بهش داده بودن یعنی رویین تن بودن رو ، ولی شرطی داشت که اونم زیاده خواه نبودن بود که حالا به هر دلیلی اسفندیار این...
-
سالیان بار آور
1387/02/19 11:15
نه در خیال که رویاروی می بینم سالیانی بار آور را که آغاز خواهم کرد احمد شاملو بامداد همیشه جاوید
-
عاشقانه ای از فروغ
1387/02/16 09:44
ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر تو ام سنگین شده ای به روی چشم من گسترده خویش شادیم بخشیده از اندوه بیش همچو بارانی که شوید جسم خاک هستی ام ز آلودگی ها کرده پاک ای تپشهای تن سوزان من آتشی در سایه مژگان من ای ز گندمزارها سرشارتر ای ز زرین شاخه ها پربار تر ای در بگشوده بر خورشید ها در هجوم ظلمت تردید ها با توام...
-
میلاد تو !
1387/02/06 01:40
میلاد تو بود روز میلاد تو عیسوی وار غسلت دادیم پادشاه گونه بر تخت ات خواباندیم و اریکه ات را بر دوش گرفتیم در کوچه ها جار زدیم : آی مردم ! کسی متولد شده است ! کسی متولد شده است ! کسی متولد شده است ! همه آمدند و تو را درون شکم مادرت جای دادیم و گونه ات را بر خاک نهاده پ.ن: پشت این دیوار دو شبه که خیلی صدا میاد ، پشت...
-
آدم خوبا
1387/02/03 00:18
گفت : میدونی مشکل چیه ؟ گفتم : چیه ؟ + : مشکل اینه که آدم خوبیه ! - : چی ؟ + : مشکل اینه که آدم خوبیه ! آدم که با آدم بدا مشکلی نداره ! چون تکلیفشون روشنه ، فوقش اینه که باهاشون قطع رابطه میکنی ! + : ولی با آدم خوبا چیکار میشه کرد ؟ وقت که دوسشون داری ! که نمیتونی بگی ! که زود رنجن ! که نمیخوان بفهمن یا قبول کنن که...
-
منظور بد !!
1387/01/31 01:36
گاهی وقتا لازم نیست که حتما منظور بدی داشته باشی ! فقط کافیه که منظورتو بد بیان کنی یا بلد نباشی که منظورتو بیان کنی و یا بلد نباشی که منظورتو خوب بیان کنی اونوقت اینطور به نظر میرسه که منظور بدی داشتی !! یا نه در بدترین حالت اینطوریه که : متهم میشی به سو نیت !!! پ.ن : داداشم گفت ببخشید ! پ.ن۲ : امروز یعنی ۳۱ فروردین...
-
سرنوشت ما
1387/01/27 10:07
سیم سنجاق و سیاهه ای از تریاک آیا سرنوشت ما همین بود ؟ سیم سنجاق و سیاهه ای از تریاک ؟ ناخدای من در سرمستی خویش غرق شده است در بی خویشی خویش مدفون است ناخدای من خدای خویش را باخته است و تنها « نا » یی از آن باقی است « نا » یی برای آغاز بودن تا نابودی خویش را به نهایت کمال رساند « نا » یی برای نابودی سیم سنجاق و سیاهه...
-
آرزوهای محال
1387/01/25 01:13
سلام این غریبه منو به یه بازی وبلاگی دعوت کرده بود که تو این بازی باید هفت تا از آرزوهای محال خودتو می نوشتی راستش عمل این دوستمون منو یاد این انداخت که چه آرزوهایی دارم و کودوم آرزوهام محاله و کودوم آرزوم میشه و میتونه عملی باشه یعنی راستش کودوم یک از آرزوهای ما واقعا محالن ؟ اصلا شرایط تو برآورده شدن آرزوها نقشی...
-
پیرهن عرق کرده !!
1387/01/23 00:54
از وقتی وارد ورزشگاه شد چشمم بهش بود با اون کارایی که میکرد فکر کنم نصفه آدمایی که اونجا بودن بهش توجه میکردن لباس تیم خاصی رو نپوشیده بود ولی از وقتی وارد ورزشگاه شد درست بین همون دسته ای که نزدیک همون در نشسته بودن نشست و با اون بوقی که نمیدونم از کجا گیر آورد یا بهش دادن شروع کرد به بوق زدن ! بوق هم که نمیزد گلوشو...
-
عوامل آشنایی
1387/01/21 00:12
توی دنیا خیلی از چیزا میتونن باعث خیلی از نزدیکیا و حتی باعث خیلی از عشقا بشن حالا این خیلی چیزا میتونن چیزای مثبت و یا منفی باشن توی دانشگاهمون بین ورودی های قبلی از ما یه دختر و یه پسر بودن که معتاد بودن و کمابیش بچه ها از اعتیادشون خبردار بودن ولی هیچکس فکر نمیکرد که اعتیاد باعث آشنایی و نزدیکی این دو تا بشه از...
-
ققنوس !!
1387/01/19 00:31
گفتم : چرا داری زندگی ام را به آتش می کشی ؟ گفت : تو ققنوسی ! می خواهم دوباره متولد شوی جوانتر و زیباتر !! پ.ن: اینجا همونجاییه که صلاح مملکت خویش رو خسروان نمیدونن ! پ.ن۲: منظور دخالت های بیجا و انجام کارایی از جانب خود آدم واسه آدمه که یعنی مثلا من صلاحتو میخواستم و صلاحتو بهتر از خودت میدونم و این برات بهتره !
-
علی سنتوری ها و هانیه ها !!!
1387/01/17 00:12
فیلم سنتوری رو بیشتر دوستان دیدن نمیخوام در مورد سنتوری صحبت کنم ولی با دیدنش یه چیزی یادم افتاد که بهونه ای شد واسه طرحش در مورد ازدواج و زن و شوهر و عقد و قول ها و قسم ها تا اونجایی که من میدونم موقع عقد ، عروس و داماد به همدیگه و به خودشون در حضور جمع قول میدن و قسم میخورن که در بد و خوب و در سختی و شادی کنار هم...
-
باج خواهی وبلاگی
1387/01/15 00:42
تا حالا باج خواهی وبلاگی دیدین ؟ دقت کردین اکثر دوستانی که میان و به وبلاگ سر میزنن متن رو نمیخونن و اگر مجبور نبودن و میتونستن شمارو به یه طریق دیگه به وبلاگ خودشون دعوت کنن و آمار وبلاگشونو بالا ببرن حتما از گذاشتن اون کامنت کلیشه ای هم خودداری میکردن (البته به جز دوستانی که معمولا به آدم لطف دارن ) بعضیا هم هستن که...
-
سبزه - گره - آرزو
1387/01/13 02:18
سبزه خودش را گره زد آرزو کرد و به آب انداخت سبزه مرا اما نگاهی نکرد حتی آرزویم را گره زد و به دور انداخت !!
-
تعبیر
1387/01/11 01:20
مردم مادوست دارن و عادت کردن از هر چیزی همونی رو که دوست دارن برداشت کنن و کاری به واقعیت ماجرا نداشته باشن وقتی با یه جنس مخالف حرف میزنی طرف با خودش میگه : نیگا! بچه مردم رو از راه به در کرد ! میخواد مخشو بزنه ها ! میخواد زیر پاش بشینه ها ! و زود رابطه رو به عشقولانه و یا به سکس تعبیر میکنه ! وقتی میخوای به یکی...
-
از دین خارج !!
1387/01/09 01:30
اگر تو را بپرستم آیا مرتدم ؟ یا مشرک ؟ پ.ن: دوستان خواهند بخشید من چند مدتی نبودم (یعنی شاید هم بودم ها ولی نبودم ) و بنابراین نتوانستم به دوستان خوبم سر بزنم امیدوارم کوتاهی مرا ببخشند بزودی کامنتهای پر مهر دوستان در پست قبل را پاسخ میدهم و به همه آنها از باب وظیفه سر خواهم زد
-
تنهایی
1387/01/04 00:09
تا حالا چقدر تنهایی رو حس کردین ؟ اصلا تنهایی رو به معنای واقعیش حس کردین ؟ نه اینکه مثلا کسی درکت نکنه و تنها باشی ! نه ! اینکه اصلا کسی نباشه که درکت بکنه یا نکنه ! اولین چیزی که توی عید دیدنی های امسال بد جوری توجه منو به خودش جلب کرد همین مطلب بود وقتی گلناز خانوم که یه بیوه به سنی حدود 30 تا 35 ساله اس اومد...
-
روشنفکری !!
1386/12/26 00:14
از بازار تا خانه تمام برچسب های قیمت پشت ویترین ها را خواند ! این عید هم باید ارد روشنفکری بدهم ! پ.ن: این آخرین پستی خواهد بود که در سال ۸۶ آپ میکنم مگر اینکه اتفاق خاصی بیفتد ولی هر روز به وبلاگ خودم و دوستان سر میزنم و مخصوصا اونایی که دعوتم کنن حتما واسه عید دیدنی میرم پ.ن۲: پیشاپیش عید رو به همه دوستان تبریک میگم...
-
اجر مادی و اجر معنوی
1386/12/25 09:27
در یه مراسم که در تجلیل از کار شایسته ای که یه نفر انجام داده بود : سخنران : بسیارند جوانانی همچون ایشان که نه به خاطر اجر و مزد مادی که به خاطر اجر معنوی همچین کارها و کارهای بزرگتری نیز انجام میدن ! برای اینها اجر معنوی قضیه است که اهمیت داره نه مادی ! قهرمان داستان : از آنجایی که یک چیزهایی برای من و یک چیزهایی هم...
-
دروغ
1386/12/24 00:26
++: یاشار آیا تو به من دروغ گفتی و سر من کلاه گذاشتی و به من خیانت کردی ؟ یاشار: میدونی خیلی کم پیش میاد که من به کسی دروغ بگم یا حتی سرش کلاه بزارم و یا بطور کلی بهش خیانت کنم ++: ممنون ، خیالم راحت شد ! کاری نداری ؟ خداحافظ ! . . . . @: یاشار حس کردم داری بهش دروغ میگی یاشار: نه به هیچ وجه ! اشتباه نکن ! من بهش دروغ...
-
زرنگ؟
1386/12/23 00:40
اصولا توی کشور ما مفاهیم عوض شده و هنجارها به صورت ناهنجاری و ناهنجاریها به صورت هنجار بیان میشه مثلا : طرف میره نمایشگاه یه ماشین میخره و میاره یه دستی به سر و گوشش میکشه بعد 48 ساعت نگذشته می بره همون ماشینو یه قیمت خیلی بالاتری میفروشه و در این 48 ساعت هم شاید تنها کاری که واسه ماشین کرده اینه که یه دستمال کشیده به...
-
با ماشین رسوندن
1386/12/22 00:34
یه ماشین مدل بالا تو یه خیابون نگه میداره یه خانوم معولا خوشگل و کلاس بالا و با آرایش غلیظ بعد از کلی بگو بخند با راننده دست میده و خداحافظی میکنه و از ماشین پیاده میشه بعد 50 یا 100 متر دیگه رو بر میگرده و در خونه رو میزنه یا باز میکنه و میره تو ! پ.ن: این دفعه نمیخوام مثبت ببینید لطفا کاملا واقع بین باشید پ.ن2: اگر...
-
جبر
1386/12/21 00:20
مبارک باد برای چه ؟ کل کشیدن ؟ قند سابیدن ؟ تور سفید ؟ من که میدانم به اجبار پای سفره ام !! پ.ن:این پست شاید به نوعی ضمیمه پست قبلی باشه و حتی قرار نبود که پابلیش بشه ولی بنا به دلایلی شد
-
دوست داشتن
1386/12/20 00:12
مراسم بزرگ تور سفید مردها و زنهای غریبه کل کشیدن زنانه خطبه های سه گانه و هزار دنگ و فنگ دیگر یعنی که چه ؟ یعنی اجازه میدهم که دوستم بداری ؟
-
من درد مشترکم مرا فریاد کن !
1386/12/19 00:12
چرا مینویسم ؟ این سوالیه که امروز برای خودم هم جالب شد توی یه اتفاق همزمان یکی از دوستان توی وبلاگش از چرایی نوشتنش پستی زده بود و این سوال رو از خودش پرسیده بود و همزمان دوست عزیزم منتظر این سوالها رو از من پرسیده بود : کودوم وری باید به نوشته های شما نگاه کرد ؟ سیاسی ! اجتماعی ! ادبی ! هنری ! هیچ کودوم ! حرف دل ! یا...
-
اسماعیل
1386/12/18 00:40
اکنون که اینگونه سکوت می کنم بی گاه و بی تدبیر آیا درختی را شبیه تر نیستم که هیزم شکنش در زیر سایه ، تبر تیز می کند و قصد جانم دارد؟ مرا اما، نه سکوت است که زبانی به گفتن هر آنچه از سینه می گذردم نیست! *** و اسماعیل تنها می تواند آرزو کند مگر خدایش فرجی تواند کرد پ.ن: گویا این عید میخواد یه جوری میخواد واسه من تلخ...
-
خانه تکانی
1386/12/17 09:23
دلم را تکانده است خبر آمدنت دستمال به شیشه میکشم که بهتر ببینمت