عاشقانه های ....

یکی از دوستان بعد از کامنتی که برای یکی از پستاش گذاشته بودم توی اون یکی وبلاگم میگفت: "به نظر میاد که آدمی باشی که با لطافت زیاد بیگانه نیست اما وقتی عاشقانه هاتو (تگ یا سربرگ عاشقانه) خوندم به نظرم مطالب اون بخش زیادم عاشقانه نیومد و یا حداقل انتظاری رو که من داشتم برآورده نکرد , حرفها و قطعه ای که نوشته بودی بیشتر جنبه دیگه ای رو نشون میداد تا عاشقانه! فکر نمیکنم انقدر روحیاتت با لطافت بیگانه باشه که نتونی عاشقانه ای که به مفهوم کلمه عاشقانه باشه بنویسی"


و من داشتم به این فکر میکردم که چطور میتونم تمام عاشقانه های هرز رفته ام رو که مثل اون دوتا بچه ای که نون خرد توی مسیر میریختن تا راه برگشت رو پیدا کنن غافل از اینکه پرنده ها دارن نون خشکاشونو میخورن رو نشونش بدم و بگم توی این مسیر (از وبلاگ اولم تا وبلاگ آخرم) من نون خردایی ریخته بودم که حالا دیگه نیست , عاشقانه هایی داشتم که الان دیگه هرز رفتن

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد