تمام کوچه پس کوچه های این ذهن مه گرفته
نام تو را دارند
و من
مثل کودکی مشتاق
هر روز به هوای تو بیرون می آیم
با خیال تو قدم می زنم
در تو به دور دست ها رفته , گم می شوم
و وقتی باز می گردم
چنان مشعوفم
که گویی تو را کشف کرده ام