استعمار

یادمه وقتی بچه بودم اولین باری که کلمه استعمار رو دیدم یه جورایی حس خوبی بهم دست داد نمیدونم کتاب تاریخ بود یا کتاب ادبیات که این کلمه رو دیدم

معمولا تو اون دوران با شوق فراوون سعی میکردیم که از معلممون جلو بزنیم و درس جلسه بعد رو چن رو قبلتر بخوونیم (کاری که بعدها نه تنها نمیکردیم بلکه برعکس هم شده بود ) وقتی به اون کلمه رسیدم چون معنی شو نمیدونستم همونطور که گفتم ناخودآگاه یه حس خوب بهم دست داد که این کلمه میتونه کلمه خوبی باشه , اما وقتی جلسه بعدش وقتی که معلم اومدو از اون کلمه کلی بد گفت و معنی شو چندان خوشایند توصیف نکرد ....

البته گفت که معنای اصلی این کلمه , عمران و آبادانی یه جا یه محل یا یه کشوره , منتها افراد یا کشورایی پیدا میشن که با این عنوان و با این بهانه افراد و ملتهای دیگه رو به بند میکشن و ازشون سواستفاده میکنن و معنای کلمه رو هم خراب کردن

سال به سال که میرسه و سال نو میشه حکایت این استعمار هم برای من و کشور من و ملت من دوباره و دوباره تکرار میشه و هر سال یه کسی به بهانه عمران و آبادانی کشور , اونو استعمار میکنه

نمونه اصلیش هم بنزینه که سال به سال با خیلی از بهانه های قشنگ قیمتش بالاتر میره و سهمیه اش کمتر و کمتر میشه و چون تو کشور ما بنزین شده سر سلسله و حلقه اولیه زنجیره قیمت و تلاش و روزی مردم , همه چیزی با اون شروع میکنه به استعمار شدن یعنی به آباد شدن و اینجاست که حس کودکانه مثبت من نسبت به این کلمه بطور کل زیر سوال میره

نظرات 3 + ارسال نظر
تازه نفس 1389/01/08 ساعت 04:50 ب.ظ

راستی یه چی در مورد این پست؛
یه وقتهایی آدم به اون استعماره نمی تونه خیلی خورده بگیره چون داره به نفع ملت خودش تلاش می کنه اما وقتی خودی می شه و فقط برای "..." و نه حتی ملت اش ............... دیگه فقط باید به حال ملت و خودت گریه کنی !

سلام
با اجازه صاحبخونه !
خدمت زهرا خانوم تازه رسیده بگم ... اینجا بازدید کننده کم نداره فقط بیننده هاش کمی کم حرفن و نظرشون نمی آد و الا ..............

زهرا 1389/01/07 ساعت 07:55 ب.ظ http://paeezi.blogsky.com

سلام وبلاگی به این قشنگی چرا نباید بیننده داشته باشه؟؟
من هم یه وبلاگ جدید زدم.
به من هم یه سر بزنید
خوشحال میشم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد