با تو از خویش نخواندم که مجابت نکنم
خواستم تشنه این کهنه شرابت نکنم
گوش کن از من و از همچو منی گوش مکن
تا که ناخواسته مشتاق عذابت نکنم
دستی از دور به هرم غزلم داشته باش
تا در این کوره احساس مذابت نکنم
گاه باران همه دغدغه اش باغچه نیست
سیل بی گاهم و بی گاه خرابت نکنم
فصل ها حوصله سوزند بپرهیز , که تا
فصل پر گریه این بسته کتابت نکنم
هر کسی خاطره ای داشت گرفت از من و رفت
تو بیندیش که تا بیهده قابت نکنم
محمد علی بهمنی
بهار از راه رسیده. بید مجنون هم شاخ و برگ تازهای بهم زده. بجنب تا از غافلهی عُمر عقب نمونی. نوشتن رو از سر بگیر. یه بهار دیگه رو با یه نگاه جدید شروع کن. خونه تکونی دلت رو فراموش نکن. یه خرده گرد و خاک رو دلت نشسته. همه رو یه جا بتکون. این جوری نرو استقبال سال جدید
درود
جالب بود.
هزاران گل سرخ