بیمه

گاهی وقتا داشتن یه چیزی برای یکی میتونه انقدر مهم بشه که برای حفظ کردنش حاضر باشه هر کاری انجام بده تا اون چیز رو داشته باشه و بتونه حفظش کنه 

این مساله گاهی میتونه در مورد آدما هم باشه و اونم وقتیه که یکی اون یکی رو دیوانه وار دوست داشته باشه (نمیتونم اسمش رو عشق بزارم چون به نظرم خیلی متفاوته) این دوست داشتن گاهی انقدر افراطی میشه که بصورت انگلی صورت میگیره یعنی اینکه اون کسی که طرف مقابلش رو دوست داره بطور صد در صد و کاملا و فقط و فقط به خودش فکر میکنه و اپسیلونی هم به فکر طرف مقابل نیست و براش شخصیت حقیقی و انسانی قایل نیست و فقط تو ذهنش به فکر به دست آوردنشه که دقیقا همونجوری که به داشتن یه (مثلا) خودنویس فکر میکنه به اونم همینطور فکر میکنه و این باعث میشه که گاهی کارایی بکنه که طرف مقابل خودش رو بیشتر از اینکه جذب خودش بکنه و یا یه جورایی خودشو به اون نزدیک کنه , خودشو از اون , و اونو از خودش دور کنه

در بدترین حالت ها و در جنون آمیزترین حالتها این کار به کشتن طرف هم ختم میشه اما شایعترین حالتش که الان ماها بیشتر با اون سرو کار داریم تو مسایل عشقولانه امروزیه که یکی از طرفین برای به دست آوردن اون یکی هر کاری میکنه و گاهی دست به کارایی میزنه که باعث میشه ضرر و زیان زیادی به طرف مقابل برسونه که معمولا در عادی ترین حالت رسوا کردن طرف مقابل و لطمه به آبروی اونه! حتی گاهی این کار بصورت عمدی انجام میشه و به افرادی که این کارا رو میکنن به خیال خودشون دارن یه جورایی طرف رو به اسم خودشون ثبت میکنن یا خودشون رو به نام اون ثبت میکنن (!) یا یه همیچین چیزی!!!

اینکارشون توی جامعه ما با بافت فرهنگی سنتی که رگه هایی از تجدد رو به زور درش جا دادن , انگشت نما کردن خود و دیگریه که مثلا اسم خودشو روی طرف بزاره که کسی نزدیکش نشه , تازه با کمال وقاحت اسمشم گذاشتم بیمه کردن


پ.ن: این مطلب مشغله ذهنی دیروزم بود و دیشب چن تا از کلمات کلیدیشو نوشتم که امشبی که احتمالا دغدغه فکری کمتری داشته باشم پرداختش کنم که اتفاقا امروز و امشب هم سرم خیلی خلوت تر (!) از دیروز بود طوری که اصلا کل مطلب از یادم رفته بود و وقتی به کلمات کلیدی که دیروز یادداشت کرده بودم نیگا میکردم تقریبا چیزی دستگیرم نمیشد تا اینکه به سختی و به هزار زحمت جمع و جورش کردم اگه ایرادی داره یا نارساست یا احساس میشه که مطلب ناقصه بزارین پای.............

..........

بزارین پای خودم


نظرات 3 + ارسال نظر
رز 1388/12/19 ساعت 06:06 ب.ظ


افرین وبلاگ خیلی خوبی داری
ممنون
خسته نباشی

هیسنا 1388/10/24 ساعت 09:45 ب.ظ http://hisnaa.blogfa.com/

اتفاقا هم بسیار گویاست هم رسا!
به نظر من اسم این زفتار و احساس نه عشق ِ نه دوست داشتن!

منتظر 1388/10/17 ساعت 09:45 ب.ظ http://darpanaheto.blogsky.com/

سلام
موافقم . درست می گید. این روزا خیلی درگیر این جور خواستن ها هستن که به نظر من گاهی اصلا دوست داشتنی نیست. دیوانه وار خواستن نیست. دیوانه وار خودخواه بودنه. چون شنیدم مواردی رو که بعد از به بدست آوردن طرف دیگه اون میل رو بهش نداشته و این یعنی فقط می خواسته اون حس خودخواهی و ارضاشدن خودش بدست بیاد !!!
عجب دنیایی داریم ها !

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد