گاهی خیانت ، جلوه خدمت به خودش میگیره و خدمت ، خیانت به نظر میرسه!
یه مثال خیلی ابتدایی میزنم ، همه مون وقتی بچه بودیم معلم داشتیم ، دو نوع اصلی معلم وجود داشت: معلمی که سخت میگرفت و بد به نظر میرسید و معلمی که وقت کلاس و بچه هارو با کارای بیهوده و بازیای الکی پر میکرد و خوب به نظر میرسید ( یعنی بهترین به نظر میرسید)
اما چن سال که بزرگتر شدیم ........(قضاوت با خودتون)
(داخل پرانتز بگم که ما تو ایران معلمی نداشتیم و فکر کنم که هنوزم نداریم که با بازی و تفریح و سرگرمی ، مطالب درسی و مطلب مفید و به درد بخوری رو به بچه ها یاد بده پس اون دومی رو با این یکی که ما تو ایران فقط یه تعریف کپی شده از فرهنگ غرب ازش داریم رو اشتباه نگیرین)
برگردیم به بحثمون ، اون معلم اول داره با جلوه سخت گیری و اذیت ، به بچه ها خدمت میکنه و دومی با جلوه ی بازی و همراهی داره بهشون خیانت میکنه
فردا ، پس از یکسال و سه ماه از تاریخ فارغ التحصیلی ما ، سه تا از دوستان و همکلاسیام دارن اعزام میشن به خدمت مقدس!! سربازی
کاری به خدمت برای نظام و کشور ندارم ولی آیا این یه سال و سه ماه فرجه ای که داده بودن ، خدمتی بوده که به این تیپ افراد میشه یا خیانتی است که هنوز پنهانه و عواقب شومش رو نشون نداده؟
حساب کنین که یه پسر توی ایران اگه توی 25 سالگی بتونه لیسانس بگیره بعد بلافاصله ( دقت کنین که بلافاصله و نه بدون اتلاف وقت) بره به خدمت مقدس! سربازی ، و دو سال از وقتشو هم اونجا بگذرونه ، وقتی برمیگرده تقریبا 27 سالش داره تموم میشه و داره میره به 28 سالگی ، یعنی سنی که آخرین سن برای استخدام در رده لیسانس برای آقایان در ایرانه و این آقا ، فوق فوقش یه سال وقت داره که یه جایی استخدام بشه ( البته اگه شانس بیاره و تو اون سال در یکی از نهاد های مرتبط ، استخدامی در کار باشه)
و صد البته که چرخه استخدامی سازمانها و ادارات کشور رو هم میشناسید
بنده دو بار توش افتادم و هربار به مدت یه سال و نیم تا دو سال درش گرفتار بودم و دست آخر معلوم شد که یه چیزی و اسه استخدام کم دارم و اون یه چیز چی بود؟؟؟؟
پـــــــــــــــــــــــارتـــــــــــــــــــی
کار به درد و دل نکشه ، آیا واقعا ماها تفاوت بین خدمت و خیانت رو توی مسایل روزمره زندگی و مسایل ساده و پیچیده تشخیص میدیم؟؟؟؟
نه