پاس دوم

پایت را که از خانه بیرون میگذاری

مادر ، خواهر ها و برادر ها با بغض و گاهی با اشک بدرقه ات میکنند

ولی پدر خم به ابرو نمی آورد

وقتی که شب را بیرون از خانه می گذرانی هر شب یکی از اینها برایت زنگ میزنند

ولی پدر خم به ابرو نمی آورد

وقتی یک هفته تمام از خانه دوری و به خانه هم زنگ نمی زنی همه جویای احوالت می شوند

ولی پدر خم به ابرو نمی آورد

ایرادی نیست هر چه نباشد مرد است و غرور دارد

ولی پشت تمامی تماسهای روزانه یک نفر هست که همیشه در پاس دوم مکالمه با تو حرف میزند و جویای وضعیتت می شود و هر روز هم هست (بدون استثنا) حتی اگر نفرات پاس اول عوض شوند و هر کدام هر سه یا چهار روز نوبتشان برسد

ولی مکالمه پاس دوم همیشه ثابت است

همیشه....

 

 

نظرات 12 + ارسال نظر
میلتا 1387/06/02 ساعت 01:43 ب.ظ http://miletta.blogfa.com/

منم فکر می کنم بابت غرورشونه

چه حس و شور و یا گاه ی نگرانی پشت این پرده ی غرور

ملودی عشق 1387/05/12 ساعت 07:42 ب.ظ

خب دیگه بسه
زیاد حرف زدم
حالا بریم سراغ نوشته ات
...

آره
آره
همیشه ثابته
همیشه هست
اینو حالا کاملا می دونم
خیلی چیز ها تو این چند وقتی که نبودم بهم ثابت شد
خیلی چیز ها یاد گرفتم
یکیش این بود
که همیشه هست
و سکوت می کنه
ولی پشت ظاهر سنگی
یه نفره
که از همه بیشتر بهت اهمیت می ده
و در مورد من
واقعا پدرم بود
هست
و آرزو می کنم سال های سال باشه

http://the-melody-of-love.blogsky.com/
http://just-melody.blogsky.com/

ملودی عشق 1387/05/12 ساعت 07:34 ب.ظ

سلام
خوبی ؟

ببخشید یادم رفت
خوبی را باید تو قبلی می پرسیدم

نمی دونم بعد یه عمری که برگشتم
حس عجیبی داشتم
فک کنم قاتی کردم
درست خودمم نمی دونم چی می نویسم
و چرا
اما خوشحالم که اینجام
الان
و دوباره این آهنگ را می شنوم

این دفعه دیگه قرا نیست ناپدید بشم باور کن نیست
می خوام واسه همیشه بمونم

یکی دو هفته پیش بود که اومدم
با مرتب کردن بلاگم شروع کردم

و بعد جواب دادن به نظر ها رو پست های قدیمی تر

آخرین نظرت رو پست « مرگ » بود

و اومدم اینجا
تا بگم
ممنون که اومده بودی
ببخشید نبودم
و ببخشید بعد این که گفتم برگشتم بازم دیر بهت سر زدم

ملودی عشق 1387/05/12 ساعت 07:31 ب.ظ

سلا م
منم بعد یه قرن
بالاخره یه عس بید مجنون فوق العاده پیدا کردی
خدایا چند وقت نبودم
و باز اومدم
و همون آهنگ آشنا و قدیمی
خوشحالم حداقل هنوز اسمم تو لیست دوستات هست
آدم ها زود فراموش می شن
خیلی ها ملودی را برای همیشه پاک کردن
چقدر دل برای شنیدن این آهنگ تنگ شده بود
و برای نوشته های این بلاگ
شاید هم باور نکنی
مثل بقیه
اما امید وارم این طور نباشه
فقط امید وارم

http://the-melody-of-love.blogsky.com/
http://just-melody.blogsky.com/

پاپیروس 1387/05/11 ساعت 02:44 ب.ظ http://papiroos.wordpress.com

گاهی اوقات آدم دلش می خواد یه محبت خیلی کوچولو یه توجه از پدرش داشته باشه اما اونقدر غرور دارن این پدرها و البته مردها که آدم گاهی آرزو به دل می مونه

البته روابط پدرها و دخترها قدری متفاوت تر است از روابط پسرها و پدرها و من اون بخش بالای رو در وصف این رابطه ی نوع دوم نوشتم

اما خوش به حالت که این پاس دوم همیشه ثابته
خوبه مگه نه؟

مرمر 1387/05/09 ساعت 09:22 ب.ظ http://marmosh.blogfa.com

سلام دوست من. خوبی؟ راستی چر به نام غرور و مرد بودن پدر رو از ابراز احساسات محروم میکنیم؟

پدر ها خوبن فقط کمی بیخیال به نظر میان
----
خودت خوبی؟
منم خوبم!

زهرا 1387/05/08 ساعت 12:29 ق.ظ http://sookootez.blogsky.com

سفر بی خطر...همیشه دلش باهاته...اما خم به ابرو نمی یاره!

یگانه 1387/05/06 ساعت 05:05 ب.ظ http://batouam.persianblog.ir

اووم..خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم..منم یه چند وقتی ننوشتم!

آرمین آران 1387/05/05 ساعت 06:45 ب.ظ http://aranlar.blogsky.com

سلام
دانشجویانی که بیرون از شهر خودشون زندگی و تحصیل میکنند بهتری میدونن که همیشه پاس دوم ثابته

ماریاخاتون 1387/05/05 ساعت 05:44 ب.ظ

سفر خوش....سوغاتی فراموش نشه

خدا رو شکر

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد