عصر کامپیوتر

همین اول قضیه بگم که این وقایع درسته تحت عنوان طنز مطرح میشه ولی حقیقته محضه و اگه کسی باورش نداره نخوندش!

بچه محلی داریم که به از شما نباشه خیلی پسر گلیه و بزرگترین مزیتش که به نام بزرگترین ایرادش معروفه سادگیشه

ما هر وقت که دور هم جمع می شدیم از کامپیوتر و اینترنت و نرم افزار و سخت افزار و . . . پیش این دوستمون صحبت می کردیم که آخرش این بنده خدا که توی این باغ نبود و حتی به دردش هم نمی خورد به سرش زد که یه کامپیوتر بخره و از همون روز درد سر این آقا و اسباب خنده بچه های محل ردیف شد

ایشون در این باب سوتی های زیادی داشته و کماکان دارن اینجا بنده سه نمونه شو میگم و از بقیه میگذرم:

اولیش اینکه اوایل ایشون هی برنامه ویندوزش رو خراب می کرد و هی بچه ها براش ویندوز می زدن یه روز یکی از بچه ها رفت خونه این دوستمون تا براش ویندوز نصب کنه و با یه علامت تعجب بزرگ روی سرش اومد بیرون و به ما گفت که نمی دونم کامپیوتر رو چیکارش کرده که کامپیوتر درایو فلاپی رو نمی شناسه حسابشو بکن که کامپیوتر بودن نصب هیچ سیستم عاملی هم می تونه درایو فلاپی رو بشناسه تا دیسکت راه انداز رو ساپورت کنه حالا سر سیستم عامل ویندوز چه بلایی اومده بوده که فلاپی رو نمی شناخته الله اعلم

دومی این بود که ایشون بعد از طی مراحل پیشرفت یه روز هوس وبگردی و اینترنت به سرشون زد و از اونجایی که امکاناتشو داشتن که اینکارو بکنن رفتن و یه کارت اینترنت خریدن حالا تصورش رو بکنین که کارت به دست اومده محله و از بچه ها راجع به نحوه استفاده کارت اینترنت می پرسه یکی از بچه هام نامردی نکرد و گفت که درایو فلاپی کامپیوترت که بحمدا... به راه هست؟اونم با چه خوشحالی گفت آره سالمه سالمه! بعد این دوستمون بهش یاد داد که چه جوری کارت اینترنتش رو توی درایو فلاپی جا بزنه و چطور راه اندازیش بکنه و وارد دنیای اینترنت بشه اونم با دقت گوش داد و تشکر کرد و رفت

تا این بنده خدا خداحافظی کرد محله پر شد از کر خنده ولی فرداش . . . . چشمتون روز بد نبینه!!!

سوتی سومش بعد از کلی وقت که دیگه چیزی از ما نمی پرسید اتفاق افتاد و اون نصب آنلاین نرم افزار نود32 بود که ما یه غلطی کردیم و براش یه ویروس کش دادیم تا نصب کنه و تازه یادش هم دادیم که برنامه خودش اتوران هست و فقط کافیه که توی همه پنجره هاش اینتر بزنه تا کلمه فعال که همانا نکست باشه بره جلو و فقط توی یه پنجره کد سریال رو وارد کنه و کارشو ادامه بده بعد پنجره بسته میشه و برنامه نصب شده.

ساعت 12 نصفه شب تلفن منزل ما زنگ زد و من گوشی رو برداشتم و مجبور شدم  به صورت آنلاین نصب برنامه رو توضیح بدم تازه بعد از کلی طی طریق که الان چه پنجره ای ظاهر شد و چه پیغامی داره و چیکار باید بکنیم تازه به این مرحله رسیدیم که برنامه براشون نصب نمیشه و این بنده حقیر مجبور شدم کامپیوتر خودمو روشن کنم برنامه نود32 رو از حالت نصب در بیارم و دوباره از نو قدم به قدم همپای این رفیقمون برنامه رو نصبش کنم بعدشم کلی تشکر و بعداز اونم کلی قسم و آیه که جان من اینو به هیشکی نگی و توی محل هو نیفته که چطور شده و من چون به تو اطمینان داشتم بهت زنگ زدم و از این حرفا....

 

پ.ن:هیچ وقت به یه آدمی مثله من اعتماد نکنین چون اگرم توی محل به 5 نفر نگه توی اینترنت به 500 نفر میگه

 

بی ربط نوشت: دوستان باید ببخشند دم عیدی خیلی سرم شلوغه

نظرات 11 + ارسال نظر
پاپیروس 1386/12/18 ساعت 02:18 ب.ظ

وقتی خودمون راز داره خودمون نیستیم دیگه وای به حال بقیه :)

ای بلا!
تو هم؟!
بچه ی مردم رو چرا اذیت کردین آخه؟
گناه داره خب
حالا برین هی واسش جک بسازین باشه؟
اون وقت سر از کوههای سر به فلک کشیده ی مملکت ما در میاره :)

من هم اوایل که وبلاگ نویسی بلد نبودم فک کنم همین جوری بود قضیم
یادم میاد یه سال و نیم پیش یهویی (من یهویی اقدام می کنم قاه قاه قاه) تصمیم گرفتم وبلاگ بزنم
اما بلد نبودم
کلی هم سرم بواسطه درس و مشق و کار و پایان نامه شلوغ بود اما خب یهویی خواستم منم وبلاگ بزنم
خنده داره مگه نه؟
بلد هم نبودم از کدوم سایت و از این حرفا
تا اینکه یه دوست خوب که اون موقع وبلاگی داشت به اسم مردوک بهم یاد داد که چیکار کنم
نزدیک یه ساعت و نیم پله پله نحوه ساختن وبلاگ رو تو بلاگ اسپات برام توضیح داد
آخرش هم بنده خدا نصفه شبی رفت که بخوابه
و منم که یاد گرفتم :) تصمیم گرفتم بزارم بعداْ سر فرصت وبلاگ بزنم
هاهاها
و این جوری شد که همین چند ماه پیش خودم سر از بلاگفا و بعدش وردپرس در آوردم و الان یه پا اوستای وبلاگ زنی و دیلیت کردنش هستیم :)
حالا برین واسه ما هم جک بسازین که یه سال و نیم پیش بنده خدایی رو زا به راه کردیم و بعدش از خیر وبلاگ گذشتیم و یهویی چند ماه پیش خودمون اوستا شدیم :)

واسه اون بنده خدا جک ساختن لازم نیست چون به اندازه کافی تابلو هست ولی واسه تو یکی باید یه کاری بکنم
تازه منم راجع به وبلاگ چیز خاصی نمیدونستم ولی یا علی گفتم و اومدم وسط و یه کارایی رو همینجوری خودم یاد گرفتم (بابا ناسلامتی ما مثلا امسال لیسانس گرفتیم) و یه چیزایی رم از یکی از دوستام که دانشجوی ارشد کامپیوتره پرسیدم ولی به هر حال راه افتادیم

خوب حالا از یه زاویه ی دیگه


به نظرم هیچ دلیلی نداره که همه همه کار ار بتونن خوب انجام بدن

هر کسی فقط بعضی کارها را خوب انجام می ده و بقیه را باید بزاره برا بقیه ی آدم ها

در ضمن مطمئنم اون آدم واقعا به کامپیوتر نیاز نداشته

چون وقتی به چیزی نیاز داشته باشی

حتی کودن ترین آدم ؛ حتی بدون هیچ کمکی

خیلی سریع و خوب یاد می گیره

به علاوه زندگی بدون این چیز ها که زندگی نیست

همین ها بعدا می شه یه خاطره ی خوب

که وقتی دوباره دور هم جمع شدین با هم بهش می خندین

اما این بار این خنده خیلی فرق داره

از این سومیش خیلی خوشم اومد

آخه این بلاییه که من بارها سر داداشم آوردم

تازه آنتی ویروس که چیزی نیست

اولین بار ( فک کنم دوم راهنمایی بودم ) که تلفنی از مشهد به تهران به همراه برادر محترمم ویندوز ۹۸ فارسی نصب کردم و . . .

فکر کنم می تونی بقیه اش را حدس بزنی

تقریبا به مدت ۴ ساعت هر ۳ دقیقه یک بار شماره می گرفتم و ازش می پرسیدم قدم بعدی . . .

الان که یادش افتادم کلی خندیدم

اما مطمئنم اون موقع در طی نصب ویندوز بارها تصمیم گرفته بود از بالای نزدیگ ترین ساختمان مرتفع ( که فکر می کنم ۵ طبقه ای می شد ) بپره پایین . . .

شمیم 1386/12/17 ساعت 09:08 ق.ظ http://shamim-26.blogsky.com

ای نامرد ادم فروش .
چه خبره مگه هی میگی دم عیدی سرم شلوغه . نکنه کارای خونه رو تو انجام میدی یا شایدم امر خیره ایشالا.

مرسی از حسن نظرتون
نه خوب کار دارم دیگه از این خبرام نیست

سلام یاشار جون

خیلی وقت ندارم این دم عیدی(به قول خودت)

خیلی سر ما شلوغه مخصوصا از جانب مدرسه

به همین علت هم خیلی سریع به سریع نمیتونم

پست بزارم

ممنون از نظرت
خودم هم یه همچین نظری درباره خوابم دارم
اما درباره فلسطین و افغانستان نظرم این نیست
خوشحال شدم که نظر دادید

صبا 1386/12/16 ساعت 07:31 ب.ظ http://www.sheitonak.blogsky.com

سلام علیکم همکار گرامی
خوبید که ان شاالله ؟
آقا جونم برات بگه شاخ در آوردن توی بریتانیا از مد افتاده از بس کارای عجیب قریبشون از حد و اندازه گذشته !
نمی خوام ناراحتت کنم اما بلانسبت شما و پیتزا ... پیتزا رو با کمال میل و خوشحالی خوردش ... به تنهایی !
بازم پیش شیطونک بیا *:
راستی من اوایل استفاده از کامپیوتر زیاد فرقی با این رفیقت نداشتما اما از بس قد بودم خودم کرم ریختم یاد گرفتم ... (نیش)
موفق باشی عزیز دل خواهر (گل)

yas 1386/12/16 ساعت 05:17 ب.ظ http://yasbaesm.persianblog.ir

be ghole yeki : akhe mn chetori vase tork ha jok nasazam!?!1

shookhi bood albate, mn fek mikonam sadegi lozoomn eyb nis

دیدی ...
دیدی اومدی نسازی

شهرزاد 1386/12/16 ساعت 05:01 ب.ظ

سلامم یاشار جان:
خوبی عزیزم؟؟؟؟
اول بگم که کیه که دم عیدی سرش شلوغ نباشه فداتشم....
تا باشه از این جور سر شلوغی ها...
الهییی؛چه قدر مردم بی معرفتند..بلا نسبت شما..گناه داره تفلکی..خوب چه گناهی کرده که بلد نیست؟؟/مگه همه از همون اول استاد بودن؟؟؟؟خوب بقیه هم یا کلاس رفتند یا از این و اون پرسیدند یا خودشون مهندسی کردن و یاد گرفتند بالاخره..
پرسیدن گناه نیست نپرسیدنه که گناه...
دنیا کوچیک تر از این حرفاست شاید یه موقع هم همان هایی که بهش میخندند کارشون به این فرد گیر کنه و اون بخنده بهشون..
معذرت....
فدای تو..
موفق باشی و شاد...

میدونی شهرزاد جان
ما فقط کمی فراموشکاریم وگرنه همه تقریبا یه راههای مشخصی رو میریم

فائقه 1386/12/16 ساعت 04:14 ب.ظ http://www.faegheh.blogsky.com

سلام خوبی؟
از اینکه اومدی خوشحال شدم.فعلا آپ نمی کنم فکر کنم بره تا روز دوم سوم عید ایشالله.بازم بیا پیشم

شیرین 1386/12/16 ساعت 11:37 ق.ظ http://zeh1.blogfa.com

SALAM YASHAR JAN.matlabetun vaghean jaleb bud az shukhi gozashte vaghean man yeki tajrebe kardam ke dige hata be khodam ham etemad nakonam che berese be ye dust. fekr mikonam age in duste shoma khodesho be abo atish mizad ke jeloye shomaha kam nayare behtar bud ta inke biad az khodetun komak begire,be har hal matlabe jalebi bud

تو هم دیگه خیلی بدبین نباش

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد