باران

باران که ببارد همه چیز را میشوید

رد نگاه تو را

با تمام گناه من !

 

پ.ن: انگار دارم به سمت مینیمال نویسی میرم یا شایدم به سمت هایکو

 

نظرات 20 + ارسال نظر

سلام
باز باران با ترانه ...

مادر بچه ها 1386/12/13 ساعت 12:39 ق.ظ

هایکورو نمی شناسم یکی رو میشناختم اسمش هانیکو بود !!!

منم میشناختم

پرستو 1386/12/12 ساعت 07:43 ب.ظ

سلام یاشار
بهار اومد و پرستو هم
این بار فقط پرستو
هیچ تشکیلات و وبلاگی هم ندارم
می خوام فقط بخونم
کامنت هم که قابل نوشته های تو رو نداره
واسه همین هم خداحافظی رسمی نشد تو وبلاگ چون خودم هستم اما وبلاگی نیست
موفق باشی
منتظر نوشته هات هستم
هر روز
و حتی روزای زوج
حتی فرد هم
:)
قلمت رو دوست دارم
و البته دوست خوبی چون خودت رو هم

پرستوی عزیز من تورو با دفتر و دستک و وبلاگت برای دوستی انتخاب نکردم که با نبودنش بخوام ازت فاصله بگیرم
بلکه این نوع بینش تو به مسایل بود که با واقع بینی با مسایل روبرو میشدی و نظرات صادقانه ات در مسیریابی من تاثیر زیادی داشت خوشحال میشم هر وقت که فراغت داشتی (حتی اگه شده هر روز ) بهم سر بزنی

موفق باشی

دوستی از جنس پرواز 1386/12/12 ساعت 01:43 ب.ظ

ببخش که یهویی شد
فرصت خداحافظی نبود
اون وبلاگ دیگه تعطیل شد واسه همیشه
از اینکه این مدت کوتاه با نوشته هات شناختمت خیلی خوشحال شدم
امیدوارم همیشه موفق باشی

راستی یاشار؟
مهم نیست آدم اسمش چی باشه
مهم اینه که یادش بمونه واسه همیشه
بزار تو ذهنت همون چند برگ کاغذ بمونه نه اسمی که یه روز یادت بره :)

یاشار؟
این نوشته ی بارانت خیلی قشنگه
من اس ام اس گذاشتم تا بفرستم واسه دوستام
امیدوارم همیشه تو نوشتن و زندگی ثابت قدم باشی

خیلی نامردی یعنی دیگه آخر بی معرفتی
پاپیروسی عزیز که داشتن اسم یا نداشتن اسمت هم اصلا برام مهم نبوده و نیست چون همیشه دوستت خواهم داشت که دوست داشتن من از جنس همفکری و تفاهم و تفکر و منطق بوده و هست
دیروز کلی توی بلاگفا و وردپرس دنبالت گشتم ولی نبودی آخه من هنوز واسه پست آخرت کامنت نزاشته بودم بی وفا
ببینم اومده بودی یه چند نفری رو به خودت عادت بدی و بعدشم بگی نه ببخشید اصلا هم نگی که کاری ندارین ؟ من دارم میرم ها !
یعنی اینجوریه ؟
به قول بهمنی :
هر کسی خاطره ای داشت گرفت از من و رفت !
به همین سادگی

من لینکتو نگه میدارم
میدونم که به زودی دوباره برمیگردی یعنی هر کی اونده اینجا گرفتارش شده و اگر هم خسته شده بعد از چند روز استراحت دوباره برگشته پس ازت میخوام که اگه دوباره برگشتی که میدونم برمیگردی بازم آدرس جدیدتو بهم بده تا بیام یه چیزی یاد بگیرم ( این تعارف نیست عین واقعیته )
راستی این مدتم که وبلاگتو تعطیل کردی بازم بیا لااقل با کامنتات خوشحالم کن

هر کجا هستی باش آسمان مال تو است

موفق باشی

پاپیروس 1386/12/10 ساعت 02:32 ب.ظ http://papiroosi.wordpress.com

بزار بارون بیاد و هر چه گناهه با خودش ببره
بشوره و پاک شیم

غرق گناهم و به خود نمی دانم

میدونی مشکل اینه که رد نگاه اون از همه گناه من سنگینتره

باران که می بارد

به یاد مردی می افتم

که عاشق باران بود

چون می توانست زیر آن آسوده گریه کند

تا روز بعد به دنیا بخندد

و دیگران را شاد کند

گرچه درونش غم موج می زد

و رفت

و نگذاشت کسی برای شاد کردنش

بجنگد

شاد نمی خواست

کسی برایش و در کنارش بگرید

اما نمی دانست

آن شخص می گرید اکنون بدون باران

تا شاید قطره ای از اشک هایش بر بال شاپرکی بنشیند

و شاپرک پیغام انتظار را به گوشش برساند

از شعر قشنگت ممنونم ولی انگار یه بغضی ته شعرت بود که اذیتت میکنه

شمیم 1386/12/10 ساعت 12:03 ب.ظ http://shamim-26.blogsky.com

وای باران باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی همر تورا خواهد شست
درباره باران می شه چقدر حرف زد . چه حسی توی این باران خدایا .
زیر باران باید رفت
عشق را زیر باران باید دید
زیر باران باید چیز نوشت
.
.
بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید
.
اصلا شاعری هست که برای باران شعر نگفته باشه ؟


مرسی شمیم جان
همه از لطافت بارون تحت تاثیر قرار میگیرن و طبیعیه که راجع بهش چیز بگن

شهرزاد 1386/12/10 ساعت 01:03 ق.ظ

سلام یاشار جان:
خوبی عزیزم؟؟؟
خیلی زیبا بود...اخوبه که میتونی حرفاتو تو یه دو تا جمله خلاصه کنی اونم به این زیبایی...
آپم یاشار جان..خوشحال میشم که پیش من بیای..
ممنون...
یا حق!!!

مرسی گلم
میام که دلم واسه پستات تنگ شده

اسمارتیس 1386/12/10 ساعت 12:13 ق.ظ http://smartis.blogsky.com

نمی دونستم شاعر هم هستی!
قشنگ بود

مرسی

منتظر 1386/12/09 ساعت 10:49 ب.ظ http://darpanaheto.blogsky.com

الله

من عاشق این مینیمال نویسی هام ... ولی کم پیش می اد حرفام تو دو جمله جا بشه :( ....
می دونید تنها کلمه ای که می تونه حرفامو کوتاه کنه همون منتظر که براتون نوشتم در موردش ....

ولی در مورد این پست .... من هنوز بارانی پیدا نکردم که بتونه رد نگاهی رو با همه گناه من پاک کنه .... تازه باران ها گرد نشسته روی اون رو برمی دارن تا باز تازه تر یادش کنم !!!!

این حرف واقعا مال خودتونه ؟؟!!

در پناه حق

راستش منم مینیمال نویسی رو دوست دارم ولی چیزی ازش نمیدونم اینارم که گفتم نمیدونم گاهی خودمم شک میکنم که من گفتم یا نه ؟ (حالا نه اینکه حرفای تاپی باشن )

سلام میکنم به بید مجنون
من از بی نظمی حالم بد میشه به خوصوص اگه از طرف خودم باشه. حالا میخواد کلاس زبان باشه یا کارگاه گرافیک !

خوش به حالت
عوضش من انقدر بی نظمم که اگه کس دیگه بخواد حتی روی میزمو مرتب کنه کلی کفری میشم چون نظم من توی بی نظمی هامه

شیرین 1386/12/09 ساعت 09:43 ب.ظ http://zeh1.blogfa.com

salam duste khubam. az matne zibaye ghesmate nazarat mamnunam. kheili ziba bud. doroste inja ham kotah neweshtn vali bi andaze zibast.baratun arezuye movafaghiat daram

سلام شیرین جان
مرسی از لطف نظرت

سلام بر یاشار

ببخشید که چند وقتی نبودم

این پستت رو خوندم کوتاه و خوب بود

ممنون که سر زدی و لینکم کردی

امشب اپ میکنم

Galaxy 1386/12/09 ساعت 08:25 ب.ظ http://www.galaxy66.blogfa.com

عزیز دل...
قصدم دل سوزوندن نبود..
الان که دست زیاد شده..
همه جا می گن::؛علی سنتوری؛...!!
..
چقدر مینیمال نویسی رو دوست دارم ...
ولی به هایکو زیاد برخورد نباشم....!!

خوب حالا که سوخته
واقعا مینیمال نویسی کار سختیه
منم که این حرفو زدم اصلا ادعایی ندارم

نهال 1386/12/09 ساعت 07:02 ب.ظ

سلام

خیلی خویه که میشوره ....
اما من میگم کاش خاطرات رو نشوره ...

خوب نهال جان میتونی یه چتر بالاش بگیری گلم

باران که می آید همه چیز را میشوید...حتی ادامه حرفای تو را...... ;)

ممنون
آره ممکنه

آرمین آران 1386/12/09 ساعت 01:17 ب.ظ http://aranlar.blogsky.com/

سلام
یاشا
بلاگیما باش وردوغون ایچین ممنوغ
لینکیین بلاگدا قویوجام
سلامت و شاد یاشا

tesekkur elirem qardas senin kimi dosta sevinirem

آرمین آران 1386/12/09 ساعت 01:15 ب.ظ http://aranlar.blogsky.com/

سلام
یاشا
باش وردوغون ایچین ممنون
سلامت گالاسان شاد یاشیاسان
تشکرله آرمین آران

فائقه 1386/12/09 ساعت 09:57 ق.ظ http://www.faegheh.blogsky.com

سلام خوبی
ممنون که سر زدی دیدی اومدم کنارت نشستم حالا هی بگو فائقه کجاست بابا من بیچاره که همین بغلم شما انقدر سرت شلوغه نمی بینی دوست گلم وقت کردی بازم بیا خوشحال میشم

به به فائقه خانم
همین بغل یعنی کجا
من که به دوستان ارادت خاصی دارم تورو چند وقتی بود ندیده بودمت تازشم اگه سرمم شلوغ باشه باز دوستامو از یاد نمیبرم

مبینا 1386/12/09 ساعت 01:12 ق.ظ http://zizimozi.persianblog.com

سلام .
متن های جالب و قشنگی نوشته بودی .
همشو خودت گفتی ؟
موفق باشی .

مرسی
تو هم موفق باشی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد