امنیت اجتماعی

یکی از مزایای بزرگی که امروزه جامعه ما از آن برخوردار است امنیت اجتماعی است

 

راستش اینو میگن ولی ما که چیزی ندیدیم ولی نه خداییش دروغ چرا ؟

 

ما امنیت اجتماعی مون خیلی بالاتر از این حرفاست بزرگترین مصداقشم اینکه :

دختر خانوم 25-20 ساله اش ( به عنوان آسیب پذیرترین قشر جامعه از لحاظ اجتماعی ) وقتی میخواد از جلوی ( به اصطلاح خودش ) یه گله پسر رد بشه خیلی با اطمینان و اعتماد به نفس رد میشه حالا گیرم که از لحاظ آرایشی و پوشش در هر وضعی باشه ولی با بیشترین حجاب ممکنه که مانتو و چادر و روبند و مقنعه و اینجور چیزا (همه با هم ) نمیتونه از خیابونی که توش از این ماشینای سفید راه دار با خط سبز وایساده رد بشه ! چرا ؟

چون شک داره ( البته نه به خودش بلکه ... ) چون میترسه

و حاضره راهشو عوض کنه و تا دوتا خیابون پایین تر بره و نیم ساعت دیر برسه ولی برسه ! ولی نه تعهد بده نه رسوا شه نه انگشت نما شه که خبر داری ؟ فلانی رو گرفته بودن ها !

این بزرگترین مصداق امنیت اجتماعیه ! امنیت اجتماعی یعنی چی ؟ یعنی همین دیگه که افراد جامعه پیش هم و در معاشرت با هم احساس امنیت داشته باشن که بطور مثال این دختر خانوم 25-20 ساله داره با دلی قرص و قدم هایی محکم از بین یه گله پسر رد میشه ! حالا بگذریم از اون ماشین و نقشش توی این سناریو که چی بوده و چی هست

 

 

پ.ن: ما داریم از ترس قصاب با گرگ همخونه میشیم بعد اسمشم میزاریم امنیت اجتماعی

 

پ.ن2: یه ضرب المثل ترکی میگه : از ترس گرگ ، سگ رو بغل میگیره

نظرات 23 + ارسال نظر
شهرزاد 1386/11/26 ساعت 03:03 ق.ظ

سلاممم
ببخش که کانمتمو این جا گذاشتم...آخه اون یکی باز نمیشد....
باید بگم جامعه ی ما اینقدر خرابه که دیگه نمیشه دسته بندی کرد راجع به این مسئله صحبت نکینم یا حد اقل کمتر صحبت کنیم بهتره...فرقی نمیکنه طرف استاد باشه.....
فدای تو..
مرسی...
بابا یاشار جان این آنتیفلوئینگتو غیر فعال کن....
یادت نره....

حامد 1386/11/25 ساعت 11:05 ب.ظ

مردم در کشور ما با بردن کلمه "فرهنگ" احساس غرور می کنند و مسئولان موضوعی می یابند برای سخنرانی های چندیدن ساعته . از فرهنگ بالایمان می گویند از شعور این مردمان از فهم از دیانت و از بسیار چیزهای دیگر
اما چیزی هست که من هیچ وقت درک نکردم ؛ این فرهنگ والا (که بالاترین هم هست) چرا می ترسد از چند بی حجاب این فرهنگ وزین چرا از هجمه می هراسد مگر غیر از این است که همه تمدنهای بزرگ از تضارب خرده تمدن ها پدید آمده اند .. پس واقعا از چه می ترسیم از نابودی فرهنگمان یا از یک فرهنگ جدید (حال نمی گویم که چه کسانی از تازه شدن می ترسند)

من واقعا متاسف می شوم وقتی که سردار نیروی انتظامی وظیفه گشتهای ارشاد را فرهنگ سازی می نامد . بله منتظر عزیز در کشور ما فرهنگ با زور باتوم ساخته می شود . (اصلا منظورم مخالفت با اصل طرح نیست که برای پیاده کردن این طرح هزار راه را پیشنهاد می کنم که آخرینش هم استفاده از نیروی انتظامی برای این کار نباشد)

1. ممنونم برای دفاع از عقیده ای که داری به جای سکوت
2. کاش برای دانش و فهم مخاطبت احترام بیشتری قائل می شدی
3. کاش به کسی توهین نمی کردی
4. یک خواهش دوستانه ؛ در هیچ بحثی دشمنان ناپیدا را رسوا نکن چون یک مخاطب عاقل آن را به ضعف تو نسبت می دهد
5. بد بین نباش و به هم میهنانت اطمینان کن

حامد جان از حضورت ممنونم
راستش یه ضرب المثل کوچه بازاری داریم که میگه داشتم داشتم حساب نیست دارم دارم حسابه
حالا گیرم که ما یه فرهنگ کت و کلفت و بزرگی هم داشتیم از الانش چه فایده ؟ راستی واقعا بزرگ وقوی بوده ؟ پس چرا نتونسته خودشو به روز کنه ؟ من میتونم کلی سوال از فرهنگ بپرسم که فرهنگی رو که ما بهش می بالیم رو زیر سوال میبره ولی آدم باز جلوی خودشو میگیره که اینکار تف سربالاست ! چه فایده ای داره ؟
برای باقی حرفات چیزی ندارم بگم جز اینکه تاییدت کنم
واسه اون 5 بند هم احساس کردم مال من نیست و خطاب به منتظر دوست عزیزمه که اونارم فقط مطالعه کردم

فروردینی 1386/11/25 ساعت 06:38 ق.ظ http://farvardiny.blogsky.com/

سلام
من نگفتم که شما اونطور که من نوشتم اعتقادتونه! من می‌گم اینها که جلوی به اصطلاح بی حجاب رو می‌گیرن، مگه بی حجابی هم جزء نا امنی اجتماعیه!؟
بعد گفتم که بعضی از مردان ما اینطور فکر می‌کنن که ظاهر شدن چنین خانمهایی برای آقایون ناامنی‌ست!
امیدوارم این دفعه مفهوم بوده باشه.

مفهومه
حاجی چند تا نخود هم بفرست
مکالمه تمام

منتظر 1386/11/25 ساعت 12:32 ق.ظ

الله
سلام


حرف زیاده در این مورد ... بهتره طولانی اش نکنم که هر جمله بحثی داره برای خودش ... فقط اینکه تا کی قراره غر بزنیم که چرا اینه و چرا اون ... کی وقتش می شه که کاری بکنیم ؟ و چطور ؟ کاش به این فکر کنیم نه این که الان اوضاع خوبه یا بد ... البته منظورم این نیست که این بحث شما معنا نداره ... چرا لازمه ولی خوب دیگه راه حلش هم موضوعی برای خودش ...

دلم می سوزه که خانم های ما ... مثلا همین هایی که این جا کامنت گذاشتن ... قدر همین امنیت نصفه و نیمه رو هم نمی دونن ... واقعا نمی فهمم که می گن خانوما امینیت ندارن یعنی چی ... یعنی چی می ترسن بیرون بیان ... واقعا حیف به این دید بد از جامعه ... این قدر ها که شماها هم می گید بد نیست ... کاش قدر داشته ها رو بیشتر بدونیم ...

راستی من منظورم تعریف امنیت اجتماعی در همین مورد بود ... که ظاهرا معنی حرفم رو نفهمیدید !

این نیز بگذرد اما چه بر سر ما می اید ؟!

در پناه حق

منتظر عزیز
من هر چی مینویسم در حد بضاعت خودمه و بیشترش رو نه میخوام و نه میتونم که بنویسم
یه چیزی رو خوب اشاره کردی اونم اینکه افرادی که بیشترین برخورد رو با این مساله دارن برداشتهاشونو نوشتن چرا نمیخوای قبول کنی که چیزکی هست که مردم چیزها میگن

مهیار 1386/11/25 ساعت 12:06 ق.ظ http://www.naz66.blogsky.com

سلام خوبی شما
ممنون که سر زدی
آپ زیبایی بود
ممنون از نظرت
خوشحالم کردی
بای بای...

زهرا 1386/11/24 ساعت 11:26 ب.ظ http://sookootez.blogsky.com

یه چیزی رو متوجه شدم!!ما هایی که نه ته پیازیم نه سرش ...گیر این قصاب ها میفتیم!! (پیاز لازم دارن)؟؟
این قصاب ها به کسایی که وضعشون ناجوره کار ندارن !! چون همون ها حق اینها رو می زارن کف دستشون...حالا ما موندیم!just!!!
------------------------
من که همیشه میام پیشتون...دوست جون!

مرسی دوست جون
قربان معرفتت

نوا 1386/11/24 ساعت 11:25 ب.ظ http://safaresard.blogfa.com

جدا من که حاضرم به مقصد نرسم اما حرفی از اینها نشنوم.

فروردینی 1386/11/24 ساعت 11:07 ب.ظ http://farvardiny.blogsky.com/

در مورد این موضوعتون باید بگم که متاسفانه و یا خوشبختانه ما زنها کلا از رد شدن از کنار جمع مردانه یک نوع ترس یا دلهره داریم. و این برای من اصلا ربطی به دختر یا زن بودن و یا پوشش مناسب داشتن یا نداشتن نداشته و نداره! این یک.
حالا رو این حالت که من اون رو فطری می‌دونم امنیت اجتماعی جامعه ایران رو هم اضافه کنیم! واقعا خیلی شجاعت می‌خواد بیرون رفتن و کار و تحصیل و خرید کردن یک دختر و یا زن!
دوم اینکه: این طرح امنیت اجتماعی بد نیست اما من پوشش زن رو جزء نا امنی نمی‌تونم حساب کنم. ولی بر مبنای تفکر خیلی خاص بعضی مردان ایرانی، طرز پوشش زن برای اونها امنیت و یا ناامنیت میاره! دیگه شما هم مردی و از جنس خودت بهتر اطلاع داری!

فروردینی عزیز سو تفاهم نشه من به پوشش زن به عنوان یه مساله امنیت آور اعتقادی ندارم هر چند که به افراط به بهانه آزادی و یا به تفریط به بهانه امنیت هم اعتقادی ندارم اونچه اینجا مطرح میکنم سعی میکنم تا حد امکان به دور از تعصبات من باشه

باران 1386/11/24 ساعت 10:18 ب.ظ http://gharibane-del.blogsky.com

سلام بید مجنون عزیز
خوبی؟
واقعا راس میگی من یه ایرانیم و باید هر روز بی عدالتی رو تحمل کنم و مثل گوسپند فک کنم اینجا تنها چیزی که رعایت میشه عدالته!!!
در مورد امنیتم خودت بهتر میدونی تو ایران هیچ آدمی امنیت نداره بخصوص خانومااااااا!!!!!!!!
نمیدونم فقط باید شب و روز تاسف بخوریم به حال خودمون که ایرانی هستیم!!!

باران عزیز نباید به خاطر یه مساله اینقدر خودمونو ناراحت کنیم
آیا اصلا این مساله ارزش ناراحت کردن خودمونو داره ؟
و نباید بشینیم وبگیم که حیف که ما ایرانی شدیم باید کاری بکنیم که لااقل پیش وجدان خودمون راحت باشیم که اگه فردا یکی پرسید تو برای تغییر وضعیت چیکار کردی چیزی واسه گفتن داشته باشیم
هر چی نباشه قطره ها دریا رو میسازن

فاطمه 1386/11/24 ساعت 10:01 ب.ظ http://crazyfrog.blogsky.com

"مردان زمستانی "

آدم های بزرگی هستند حتما
و مهربانند
و دوستشان داریم ما،
گیرم رنگ لباسشان
با این موشهای موذی
که پرسه میزنند توی خیابانها
و حقارتشان را
در الگانس های سبز

و اتهام های دروغ
و حرفهای بی سر وته

پنهان میکنند

و می جوند آدمیت را

و قرقره میکنند آرامش را
و نا امن میکنند
خیابان را
آنقدر که وقتی میبینیشان
خودت را دزد فرض میکنی
و فاحشه
و اولین پیکان قرمز را
که راننده اش زیاد شبیه سعید حناییست
سوار میشوی
تا دور شوی از نگاه حریصشان،
یکی باشد...

سلام بر فاطمه عزیز
شعر بسیار گیرا و جذابی بود که به خوبی داره از وضعیت اسفناکه جامعه گلایه میکنه آدم ناخواسته فقط تاییدش میکنه چون عین واقعیته که داریم هر روز باهاش مواجه میشیم
ممنون که سر زدی

شمیم 1386/11/24 ساعت 12:16 ب.ظ

سلام
یادم افتاد عکس بید مجنون می خواستی من چند تایی دارم اما نمیدونم تو چجوری دوست داری . ولی اگه photo of wepping willow
رو سرچ کنی به عکسای خوشگلی میرسی

مرسی شمیم جان
راستش اصلا حواسم نبود که میتونم سرچ کنم
ولی یه چیز دیگه هم هست
رسیدنش از دوستان یه صفای دیگه داره

بگانه 1386/11/24 ساعت 10:51 ق.ظ http://batouam.persianblog.ir

سلام..
من با این طرح مخالفم در پانوشت پست (6 آبان)
http://batouam.persianblog.ir/1386_8_batouam_archive.html
می توانید نظرم را بخوانید.
اما درباره ی امنیت اجتماعی هم با شما موافق نیستم! انصاف را که کنار نگذاریم امنیت خوبی داریم. البته ضعف ها ی این امنیت هم جای بحث دارد.

یگانه عزیز
هر کسی نظر خودشو داره که بطور طبیعی از شرایطی که در اون قرار میگیره میتونه ناشی بشه هر چند که تنها دلیلش نمیتونه باشه ولی تاثیر بزرگی میتونه داشته باشه
منم منکر خیلی از امنیت ها نیستم ولی تو داری امنیت الان رو با کی و کجا مقایسه میکنی؟
ما داریم ادعا میکنیم که تنها دارنده حکومت واقعا اسلامی هستیم و حتی برادرای سنی رو هم از این باب در سطح خودمون نمیدونم اونوقت ...

از اومدنت و از نظرت ممنون
موفق باشی
یا حق

سلام

و خدایی که در این نزدیکی است

موفق باشید....شوریده

منتظر 1386/11/24 ساعت 12:22 ق.ظ

...
راستی در مورد کامنتتون هم همون جا نوشتم
ممنون

شمیم 1386/11/23 ساعت 11:49 ب.ظ http://shamim-26.blogsky.com

چون الا ن من یک ساله که دیگه جز اون قشر آسیب پذیری که گفتی نیستم بهتره دخالت نکنم ولی خب من به شخصه با این طرح چندان موافق نیستم . اما یه چیزی برام جالب بوده . از چند نفری که تو این قضیه یه جورایی گوش مالی داده شدن میشنوم که میگن : من اون روزی که گرفتنم اصلا آرایش نداشتم . حتی موهام هم بیرون نبود .فقط مانتوم یه کمی (فقط یه کمی !!) کوتاه بود .حالا من نمیدونم چجوری باید باور کنم این تا سبزی فروشی که هم میخواد بره کلی آرایش میکنه . روسری هم کلا تو مرامش نیست .حالا چجوری تا اون پاساژ بالا شهر با حجاب و بدون آرایش رفته من که باورم نمیشه .

شمیم جان از نظرت ممنونم
واقعیتش اینی که گفتی جنس شما بود و شما بهتر ازمن جنس خودتو و مخصوصا این نمونه های خاص رو میشناسی من نمیتونم راجع به نظرت رای مخالف بدم ولی قبول کن که بودن آدمهایی که همینجوری بدون گناه و بدون آرایش و با حجاب کامل بودن ولی بازم کارشون به اونجا کشیده و به نوعی بی آبرو شدن میدونی که جامعه ما مردم عقلشون به چشمشونه
موفق باشی

منتظر 1386/11/23 ساعت 11:17 ب.ظ

الله
سلام (پیشایش برای پرحرفی هام معذرت می خوام )



قبول دارم که این راهش نیست و اتفاقی که در طول زمان افتاده رو نمی شه این جوری جمع و جورش کرد
ولی چرا همین ادمهایی که به گفته شما آبرو براشون مهمه سعی نمی کنن کمی حداقل ظاهرشون رو متناسب با یک کشور حالا مثلا اسلامی هماهنگ کنند تا به قول خودشون ابروشن نره ...
این کار رو باید با جا انداختن یه فرهنگ درست درمونش می کردن ولی خوب دیگه این روزا همه چی تو دنیا با زوره اینم روش ...
خیلی ها که از وضعیت ناراحتن و دیدم و باهاشون حرف زدم ... یکی اش یکی از دوستای نزدیک خودم که میگه ارامش روحی نداره برای بیرون اومدن و اینجا زندگی کردن ... می خواد بره دبی یا یه کشور اروپای !!! اخه نمی فهمم همین ادم می دونه وضعیت امنیت اجتماعی، ارامش روحی در اونجا چطوره ؟؟!!! والا حیفه ما با یه فرهنگ غنی و فکرهایی که می تونه به کجاها برسه حالا همه فکرمون شده این ظاهر ... چه اون نیروی انتظامی که حالا بماند چه جوونهایی که تنها فکرشون در مورد فردا و پس فرداشون اینه که چی بپوشن و چطور حرف بزن که ... حالا خوش فکراش دنبال پول دراوردن برای همین چطور پوشیدن هم هستن ! نهایتش هم شده یه مدرکی که معنی اسم رشته اش رو هم نمی دونن!

خدا به داد برسه

همین دوستی که می گه من حاضرم از جلوی یه گردان پسر رد بشم ولی از جلوی این ماشین ها نه ... کاش دلیلش رو هم می گفت ... اره خوب راس می گه یه گردان پسر فقط نگا به قد و بالاش می کنن و شاید یه چیزی هم بهش گفتن که لابد (منظورم حالا شخص ایشون نیست ها کلا می گن به قول شما اونچه که الان حاکمه) کلی خوشش می اد و شاید شروع یه رابطه تازه هم شد که لابد چه بهتر و .... ولی اون ماشین نیروی انتظامی چرا بده؟ چون یادش می اره که این جور لباس پوشیدن مال ما نیست دختر خانم بهتر کمی توجه کنی ... حالا این دلیل خوبی که بگیم این درست و اون غلط حتی با همین وضع حاکم ... اخه تا کی ...
البته لازمه اصلاح کنم ... زیادی تند رفتم قبول ... همه این طوری نیستن ... ولی قبول کنید خیلی این طورن و شاید برای اونا حداقل لازمه ... ولی اینایی هم که این طور نیستن لطفا خودشون کمی دقیق شن ... ببینید چرا چشمامونو خوب باز نمی کنیم ... اینکه تو مثلا همین نهال جون خودم با اینکه عادی لباس می پوشی می ترسی برای چیه ؟ خوب بگو ... به خاطر دیده هات و شنیده هات ... درسته ؟ به خاطر مثلا اون چند تا عکسی که از یه زنی خونی و ... تو نت پره و ... ولی بگو این غلطه یا تبلیغات علیه اون ؟ نمی گم این کاردرسته خود من هم قبول ندارم ... لازمه بگم اونایی که باید نظر بدن برای این کار (یعنی صاحب نظرها در این مورد که هم عرف رو بشناسن و هم دین و هم روانشانسی بدونن ) هم موافق نیستن ... چند تا ادم نمی دونم از کجا اومده برا خودشون تصمیم گرفتن و اجرا کردن ... ولی این قدر هم بی خودی بهتره شلوغش نکنیم چون عمده این ترسی که ازش حرف می زنید به خاطره تبلیغات... از طرف همون هایی که باعث شدن اصلا این جور لباس پوشیدن های ناجور رواج پیدا کنه ... بعد خود ما به جای اینکه دنبال راه حل باشیم که چطور این مسئله رو در مسیر درستش قرار بدیم ... داریم از اون طرفی ها حمایت می کنیم و کاری رو می کنیم که اونا از قبل برنامه ش رو ریختن ... باور کنید این طوری ها هم نیست ...

نهال عزیزم (و البته همه دوستای دیگه ) ... اگر وقتی بیرون می ری ، خودت حواست باشه که داری در یک جای عموم که نسبت بهش مسئولیت داری و رفتارت در خیلی ها ممکنه اثر بزاره راه می ری ... همین کافیه که بدونی حالا ترس از این مامورا معنی داره یا نه ... اگه مراقبی از رفتار خودت بدون ترس و راحت برو بیرون ... من قول می دم طوریت نمی شه ... این حرفا و شنیده ها هم همش خس و خاشاکی که باد بلند کرده ...
پس اگر واقعا کسی خودش درست می دونه نباید بترسه .... ولی می دونید موضع اینه که کسی مثلا مانتوی یه وجبی اش رو معمولی می دونی و می گه من که عادی لباس پوشیدم یا باقی اش رو خودتون بهتر می دونید ...


راستی لطفا یه تعریف هم از امنیت اجتماعی بکنید ... اخه فکر کنم اشتباهی شده ... تعریف امنیت اجتماعی فقط این نیست که وقتی یه خانم از بین چند تا آقا رد می شه از دزدیده شدن و چه و چه در امان باشه ... کمی وسیع تر از این حرفاس ... شاید از جنبه ای معنی اش این باشه که وقتی زنی مردش می ره از خونه بیرون خیالش راحت باشه که کسی پاکی همسرش ... فرزندش ... رو نمی دزده ... یا باعث اذیت روحی برای اون نمی شه ... لطفا فقط نیاید جامعه غربی رو برام مثال بزنید که پس چرا اونجا ... که جوابش معلومه و ربطی نداره ... اخه همه در این مورد سریع می رن سراغ اون بحث


شاید روند جامعه همینی باشه که می گید ولی معنی اش این نیست که این کارو محکوم کنیم و حق رو بدیم به همین اکثریتی که قوانین پایه کشور رو رعایت نمی کنن ... عنوان کشورمون رو دیدید ؟ جمهوری "اسلامی" ... خوب اگه کسی موافقش نیست اجباری به موندن نداره ... ولی حق سرپیچی از قوانین پایه رو هم نداره ... اینکه حالا مسائلی باعث توسعه این چیزا بشه و کسی تا حالا جلوشو نگرفته دلیل بر حذف قانون نمی شه ... اجراش اشتباهه ... درست ... ولی چرا به جای غر زدن خودمون راه درست کردنش رو پیدا نکنیم ؟!


نمی دونم چرا همه فکر می کنن که این جور قوانین فقط تو کشور ما هست که دارن همش متهمش می کنن ... یا حالا قبلتر تو دانشگاهها ... ولی برای مثال بگم که ... یک سری از دانشگاههای کانادا هم هستند که قوانینی برای نوع لباس پوشیدن دارن و مثلا کسی اجازه نداره لباس تنگ بپوشه و ... بعد حالا اگه تو دانشگاه ما بگن خانم مانتوت کوتاهه یا تنگه همه می گن پس آزادی چی شد !!!! البته بگذریم از جنگلی به اسم امریکا که می دونم اونجا هم همچین هرکی به هر کی نیست که ...


اره راست گفتید تاسف من دردی دوا نمی کنه ... و چه حیف
نوشته "بودن یا نبودن" شما رو می خوندم ... می دونید انگار همه چی باید بدون هیچ حجابی جلو ما قرار بگیره تا ببینیم ... کاش کمی چشمامون رو تیز می کردیم تا عمق مسائل رو ببینیم ... همه چی که جنگ و ادم کشی نیست همیشه که این بد نیست ... اتفاقی که تو هند و افعانستان و ... افتاد اتفاقات فرهنگی اش از جنگش هزاران بار بد تر بود ... چرا نمی بینیم چی شد که اونا شدن یه کپی ازغرب ... چطور شروع شد و کی باعث شد ... حالا ما هم داریم می ریم به همون سمت ولی کسی اینو جنگ نمی بینه ... کسی به فکر دفاع نیست ... نشستیم تا شکست رو با چشمهای بسته بتونیم ببینیم ... سعی می کنم به جای تاسف کاری هم بکنم ولی یه دست و دو دست که سهله فعلا با هزار تا دست هم نمی شه صدایی ایجاد کرد اونم وقتی که حتی اگر هم صدا کنی هیچ گوشی نمی شنوه ... شما یکم فریاد بزنید انگار صدای شما رو چند نفری می شنون !!
شاید این کار ظاهرا غلط شروعی باشه برای یک اعتراض برای همراهی با همون فریاد هایی که گفتید ... و چون به ما نرسیده هنوز یادش نیستیم ... تا شکست نخوردیم یه تکونی بخوریم


و دیگه اینکه اشتباه در پیاده کردن قانون توسط یک نفر دلیل بر زیر سوال رفتن قانون نیست. مجری اش دراون مورد اشتباه کرده


راستی ؛ از چی لذت بردی دوست من (پریش) ... این که جامعه مون داره این طوری داغون می شه ؟!!
راستی 2؛ "چه فایده حرفی بزنم یا نه ؟" چرا فایده داره حرف بزنید ...

ببخشید پرحرفی شد ؛ تقصیر موضوعی که مطرح کردید ، شاید هم اشتباه می کنم ... به هر حال ...
در پناه حق



عزیز من منظور من از کسایی که از آبروشون میترسن کسایی نبود که همه جور قرتی بازی در میارن و بعدش وقتی گیر می افتن میگن آبرومون رفت اگه تو متن هم دقت کرده باشی اشاره من به کسایی بود که به خاطر یه سو تفاهم گیر می افتن و نگو که این سو تفاهم چرا اتفاق میفته بزار یه مثال برات بگم افسر وظیفه های راهنمایی و رانندگی رو دیدی من چن تا از دوستام دو سال پیش با هم توی این ارگان خدمت میکردن و میگفتن که هر روز صب دوتا دفترچه جریمه میدن دستمون که عصر باید پرشده تحویل بدیم هر دفترچه هم 50 برگه و اگه ندیم خودمون اضافه خدمت میخوریم حالا حسابشو بکن تا ساعت 5-4 بعد از ظهر اینا با وجدان خودشون کارشونو انجام میدادن ولی وقتی دفترچه پر نشده و صحبت اضافه خدمته باید یه جوری پرش کرد دیگه
اینجابود که به هر کسی گیر میدادن تا یه چیزی بهش بچسبونن این قضیه درس مثله همون گیرای الکی می مونه نه ؟

در مورد وضعیت کشورهای دیگه هم نمشه به این راحتی فتوا داد ما که ندیدیم و هر چی هم میدونیم مال گفته هاس که اونایی میگن که شاید دارن در توجیه رفتار خودشون دلیل میارن به هر حال نمیشه روی این حرفا زیاد حساب کرد مخصوصا که هر کی رفته دبی چند نفری رم بعد از خودش کشونده اونجا و اتفاقا اینا هیچ کودوم برنگشتن چون اگه وضعیت مثله مال ما بود حتما بنا به مسایلی که خودتم میدونی یه عده برمیگشتن

در مورد شروع رابطه های جدید هم خیلی راحت داری حکم میدی و در مورد مردم قضاوت میکنی درسته این اتفاقا میفته ولی همه هم همینجور نیستن که داری اتهام وارد میکنی میدونی که تهمت توی اسلام گناهه

در مورد دامنه تعریف امنیت اجتماعی هم که گفته بودی باید عرض کنم توی زمینه های دیگه هم ما امنیت درست و حسابی نداریم حالا به وقتش راجع به اونا هم خواهم گفت و لازم هم نمیدونم مثال از اروپا بیارم مشکل مشکله حالا چه اینجا باشه و چه هر جای دیگه
ما توی خیلی از زمینه های دیگه هم امنیت اجتماعی نداریم و اینجا من بارزترین نمونه امنیت اجتماعی رو اشاره کردم به موارد دیگه شاید توی یه مجال دیگه اشاره بشه

در مورد نوع حکومت کشور من حرفی برای گفتن ندارم ولی اونجا که گفتی اجرای قوانین اشتباهه یعنی چی ؟ یعنی یه قانونی هست که درست و صحیحه ولی یه عده برای منافع خودشون اونو طوریکه دوس دارن اجرا میکنن در این صورت یه عده هم اون قانون تحریف شده از مسیر درست رو به خاطر منافع خودشون رعایت نمیکنن و ایرادی هم وارد نیست چون هیچکودوم رعایتش نمکنن و تازه اینجا یه ایراداتی هم به قانون وارد میشه که نمیخوام حرفشو بزنم

منتظر عزیز از اینکه میای و مطالب رو به طور کامل میخونی خوشحالم هر چند مطالب من چیزی نیست که درخور توجه باشه ولی درد دلای خودمه که دوستایی مثله خودت لطف دارن و گاهی یه نظری هم بهش میدن
ممنون که سر زدی
یا حق

محمود 1386/11/23 ساعت 09:48 ب.ظ http://baraifarda.blogfa.com

با سپاس فراوان

شیرین 1386/11/23 ساعت 09:47 ب.ظ http://www.zeh1.blogfa.com

سلام دوست عزیزم
ممنون از اینکه سر زدین و بیشتر از همه ممنونم از اظهار همدردیتون من هم از داشتن دوست خوبی مثل شما توی دنیای مجاز که حتی می شه کفت توی دنیای حقیقیش هم کسی به کسی نیست واقعا خوشحالم
براتون آرزوی شادی و سر بلندی دارم

گیلاسی 1386/11/23 ساعت 07:09 ب.ظ http://gili.blogsky.com/

هنوزم وقتی یاد اون چند ساعت یکه منتظر بودم تا بارم مانتو بیارن و اون گریه ها و اون نگاه ها میافتم دلم میگیره ... مثل گوسفند باهامون برخورد کردن ... امیدوارم یه روزی برسه که جواب این کارهاشون و بی ابرو کردنشون رو ببینن ...
عصبی میشم بهش فکر میکنم !!

نهال 1386/11/23 ساعت 03:23 ب.ظ

سلام

ببین من از بیخ و بن با این طرح مسخره مخالف بودم ...میگفتم چون شعور مردم نادیده گرفته میشه ...من خودم کسی نیستم که لباسهای غزی عادی بپوشم مثل آدمهایی عادی هستم اما این ترس بیرون اومدن از خونه و گرفتار به قول تو اون قصابهای همیشه تو وجودم بوده ...
من خیلی وقته که بدون مامانم بیرون نرفتم ...خیلی وقته که تنها بیرون نرفتم ...چون واقعا میترسم ...باورت میشه صبحا که از سرویسم جا میمونم میترسم با تاکسی برم و زنگ میزنم آژانس ؟بعد از ظهر ها هم همین کا رو میکنم یا با اتوبوس یا با پدرم ...نه اینکه من مشکل داشته باشم ....من خیلی هم به خودم مطمئنم و ظاهرم کاملا موجه ...هر وقت قرار میزاریم با دوستا بریم بیرون مامان میگه من از تو مطمئنم اما از جامعه ای که قراره بری توش نه ....
نمیدونم چند ساله دیگه که قراره برم یه شهر دیگه یا یه وری که خانواده نباشن قراره چه کنم ...

سلام نهال جان
درکت میکنم
مدتهاست که میفهممت
تنها حساب تو نیست که با همه پاکی زیر سوال میرود
اینجا تمام حسابها را مشکوک در نظر میگیرند
میگویند همه گناهکارند مگر اینکه خلافش ثابت شود
و نمیگویند که همه بیگناهند مگر اینکه..
چه فایده حرفی بزنم یا نه ؟

پریش 1386/11/23 ساعت 10:20 ق.ظ http://sahebnazaran.persianblog.ir

سلام مطلب جالبی بود لذت بردم

منتظر 1386/11/23 ساعت 01:23 ق.ظ

الله


شدیدا براتون متاسفم
شاید امنیت اجتماعی به معنای واقعی اش وجود نداشته باشه
ولی اینی هم که شما می گید نیست

کسی که می ترسه از جلوی اونها رد بشه ... شک نکنید که از خودش مطمئن نیست ... یعنی به خودش شک داره .... دقیقا ...

ای بابا ... کسایی که هم که ادم فکر می کنه ظاهر بین نیستن و ... هم ....

متاسفم برای خودم شما و همه ...

منتظر عزیز
تاسف شما برای من یا خودتون دردی از جامعه دوا نمیکنه
اینی که گفتم واقعیتی که وجود داره اگر هم باور نداری وقتی توی خیابون ها راه میری کمی دقت کن
حرف من این نیست که نیروی انتظامی کشور آدمهای بدی هستند نه منظور من اینه که شرایطی روی جامعه حاکمه که فعلا این روند وجود داره و نمیشه هم کاریش کرد چقدر آدمهای بیگناهی که به همین روند بی آبرو شدن خودتم که میدونی وضعیت جامعه مون چه جوریه یه کلاغ چهل کلاغ خیلی شایعه

نگار 1386/11/23 ساعت 12:35 ق.ظ http://www.jootii.blogsky.com

من اول شدم
واقعا درست نوشتی....
من حاضرم از وسط یه گله پسر که هیچ از وسط یه گردان پسر رد شم ولی از جلو اون ماشینا که گفتی رد نشم...

www.mellodirain.blogfa.ir

اینم مال منه....

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد