چند روز پیش داشتم این شعرو که کامنت یکی به اسم «قاف» هست از توی وبلاگ فاطمه (قصر قورباغه) میخوندم:
نه تو حرف میزنی
و نه من
اما یکدیگر را میفهمیم
از چشمهایمان
فهمیدن با زبان
ارزانی حیوانات....
این شعر از یه شاعر ترکیه ای به نام «اورهان ولی» است داشتم فکر میکردم که این آقای ولی میخواسته چی بگه ؟
نه تو حرف میزنی و نه من خب تا اینجاش که معلومه اما همدیگر را میفهمیم از چشمهایمان اینجاشم چیزی نداره بعد میگه فهمیدن با زبان ارزانی حیوانات ... و اینجاست که مشکل بروز میکنه !
یعنی چی اونوقت ؟
مگه حیوونا با زبون با هم حرف میزنن که این خصلت رو به اونا ارزونی میکنه و میگه برای آدمیزاد فهمیدن با چشم کافیه ؟
اصلا منظورش از حیوون توی این شعر چیه ؟ یا کیه ؟
یک عمر یکی از وجه تمایزات انسان با حیوون رو توی زبان میدونستیم اونوقت این آقا خیلی ساده میگه فهمیدن با زبون ارزونی حیوونا !!
من که موندم فرق بین آدمیزاد با حیوون بالاخره چیه ؟
پ.ن: کی گفته من باید سه روز به سه روز آپ کنم عزیز من دلم میگیره دوست دارم تند تند آپ کنم اصلا از این به بعد روزای فرد آپ میکنم
پ.ن2: لطفا اگه کسی یه عکس خوب بید مجنون داره واسم سند کنه ایمیلم هست ولی خبر بدین برم ببینم (میدونم باعث خجالته ولی یه عکس درست و حسابی ندارم چیکار کنم)
سلام
مرسی از حضورت
من برگشم
مطالب خیلی جالبی تو این چند روز نوشتی
بعضی هاش واقعا منو به فکر انداخت
اون نوشته ات که در تایید حرفم راجع به عشق گفتی باعث شد بعد از مدت ها بتونم دوباره بنویسم
شعر گفتم را از یاد برده بودم - اما - خاطراتم جاری شدن و . .
نظرت را راجع بهش بهم بگو
مرسی
:-)
ملودی عزیز بازگشت دوباره ات را به فال نیک میگیرم
دوستانی مثله تو حتی دراین دنیای مجازی خیلی کمند دستت را به من بده تا سفت بگیرمش تا یه وقت گم نشم یا گمت نکنم خوشحالم که دوباره میتونی شعر بگی سبکتر میشی
ممنون :)
سلام .
خیلی خوب و با حال می نویسی .
یه وبلاگ ساختم راست کار خودت یه سر بزن .
منتظرم.
در ضمن نظرتم در موردش بگو
سلام. راستش من فارسی نوشتم نمیدونم چرا این شکلی شده. شرمنده یادم هم نمیاد که چی نوشتم راستش
ممنون از اومدنت
ماشالا شما عجب پر انرژی صد تا پست نوشتی از اون موقع که من اومدم والا همه اش رو خوندم ولی نظر ازم نخواه که وقتم تموم شد ...
بذار ببینم منم فکر میکردم فرق آدم با حیوون همین قدرت تکلمه!!
در مورد دزدی هم من بسیار با این مساله برخورد داشتم با آقایونی که ادعا می کنند کارمندن و وقت عزیزشون رو تمام وقت با چت می گذرونن!!!
حالا اگر من دزدی می کنم از وقت خودم می دزدم نه صاحب کاری .
کودکانه ببخشیم....
خداحافظ
ممنون از اومدنت
یه خورده معرفت به خرج بدین و زود زود به این غریب سر بزنین بد نمیشه
از کامنتاتم ممنون
باهات موافقم
کلام یک پل است ...به قول شاعر" تلخ است سکوت گفتگویی بکنیم "
ممنون که جویای احوالم هستی , برتم ارزشمنده , نبودم ...مهمون عزیزی داشتم .
ممنون
جمله زیبایی بود
مهمونتم قدم روی چشم
سلام یاشار جان
خوبی شما..؟
ممنون که سر زدی
آپ خوبی بود ۲۰
به من سر بزن
بای بای...
سلام بر یاشار
اول اینکه پست جدید گذاشتم که منتظرم بیای انتقاد کنی
دوم اینکه من لینکت کردم تو لینکم نمیکنی؟
سوم اینکه من دارم یه انجمن تشکیل میدم به نام
انجمن اینترنتی حمایت از موسیقی اصیل ایرانی
برای تاسیس این وب به حمایت چند نفر نیاز دارم
اگه حمایت میکنی بگو
خوب می دونی نگاه هیچ وقت دروغ نمی گه
اما در مورد حیوانی که گفته...
خوب شاید الان که ادما خیلی راحت به هم دروغ می گن یه جورایی حرف زدن شده یه کار حیوانی! یعنی درسته که وسیله ی ارتباطی آدما زبونه اما وقتی پر از دروغ باشه همون بهتر که نباشه و صفت حیوانی رو به خودش بگیره
سلام سپیده جان
بهترین نظریه که واسه این پست داشتم
ممنون
سلام
ممنونم از حضورتون
خوش باشی
سلام.
تا اونجا که من در مورد آدما (یعنی خو د ما) یاد گرفتم...می دونم که ریشه همه گرفتا ریها مون از زبونه...گاهی یه نگاه عمیق می تونه دل ها رو بلرزونه...عقیده ها رو عوض کنه...
شایدم این فقط تجربه منه؟!
از وب با محتوایی که داری خیلی خوشم اومد. وب شما رو لینک میکنم...به منم سری بزنی خوشحالم کرده ای.
سلام.
من واقعا شرمنده ام.نمیتونم آدرسو براتون اینجا بزارم.
من اون وبلاگ رو برای دل خودم ساخته بودم. به خاطر همین هیچ وقت توی لیست وبلاگای به روز شده نمی ذاشتم.چیز توفه ای توش ننوشتم ولی دوست نداشتم کسی بخونه.«به خاطر همین میگم تنهایی را عشق است»
(البته بگم که اصلا ناراحت نشدم که شما وبلاگ رو خوندید.
خوشحالم شدم چون دیگه داشتم سرد میشدم احساس کردم که خیلی دارم چرت و پرت می نویسم)
بازم معذرت می خوام. شاید این کارم مسخره به نظرتون بیاد ولی امیدوارم حداقل شما بفهمید که چی میگم.
بازم بهم سر بزنید.
خوش باشید.
سلام.
آن چشمها پیش از آنکه نگاهی باشد تماشاییست.
خیلی واضح که...
گوشهامون این روزها پر از صداست....گنگ و مبهم...کجاست نگاه دریایی؟؟ ؟
سکوت سرشار ز ناگفته هاست
به نظر من حیوان شاعر کنایه از دو همزبونه که حرف همدیگرو نمیفهمن وغیر حیوانات انسانهایی هستند که حتی بدون سخن هم همنوعشان را درک میکنند
خوب شاید منظورش آدمهایی بوده که انسانیت ندارن...خوب آدم با انسان فرق میکنه دیگه...حتما خواسته بگه آدمی که انسان نیست ،حیوونه ....بلانسبت...
میگما تو شرکت ما کلی بید مجنون هست میخوای ازشون عکس بگیرم؟؟؟
ممنون از اینکه اومدی
خوب اگه بتونی یه عکس خوشگل برام بگیری ممنونتم میشم
سلام یاشار جان
مرسی که به خونه ی جدیدم سر زدی
پست جالبی بود
در ضمن بهتره هر روزup بشی
سبز باشی
כו/ג תאחי לחגכ ךגכחי ךךלגכ ךךלח ךלח ג ייעלחי ףךלגחכך ךלח גכך ךליחגכו קאויטאקו ק רן
عزیزم ما تو فارسیش موندیم شما داری عبری مینویسی
راستی اومده بودم توی وبلاگت مطالبت رو هم خوندم یه مشکلی که دارم اینه که واسه شما نمیتونم کامنت بزارم پیگیر قضیه هم هستم تا حلش بکنم
ممنون که فراموشمون نکردی
زبان سر چشمه ی همه ی سو تفاهم هاست
ما هیچ
ما نگاه
همین
ولا تا جائی یادم میاد می گفتن انسان حیوان متفکره
اما این روزا هم توی همین موضوع موندم که به چی فکر می کنه این حیوان متفکر؟
حی وان بخونین البته
اما در مورد آپ کردن
این وبلاگ شماست
هر وقت حس نوشتن داشتین آپ کنین
به من یا بقیه چه ارتباطی داره که بخوایم محدود شدیم شما رو به روزای هفته
و البته فرد یا زوج بودنشون
ملت رو اگه بهش اجازه بدی در مورد فکر کردن آدم و چه جور فکر کردنش هم اظهار نظر می کنن
اختیار با شماست
هر وقت حس نوشتن داشتین بنویسین
چه روزی چند بار چه هفته ایی یه بار
من یا امثال من اگه وقت نداریم هر روز بخونیم پستهای شما رو گناه شما چیه که زمانتون رو با زمان ما تنظیم کنین؟
واقعاْ که از دست این ملت ...
مرسی از نظرت
راستش یکی قبلا شاکی شده بود که چرا امروز آپ کردی هنوز که سه روز نشده واسه همین گفتم که همه در جریان باشن
در ضمن بدونن که این وبلاگ روزای فرد مطالب جدید میزنه
البته که یه چیزی بوده که اینو گفته!
آدم نمی تونه به چیزی که میشنوه اعتماد کنه
ولی نگاه زلال تر از اونه که بهش باهاش دروغ گفت...
باهات موافقم
نگاه زلالتره
سلام
ممنون که سر می زنی:)
دست شما درد نکنه حالا شعر دزد هم شدیم.......
انشاالله منتظر اشعار بعدیم باشید
موفق باشید....شوریده
سلام
خدا نکنه
من کی همچین حرفی زدم عزیز جان
انشاالله مام میام و میخونیم
یه شعر عاشقانه ی زیبا بود ....
نمیدونم عاشقانه بود دیگه !گیر میدی ها !یه کمی خاسته متفاوت باشه ....
اما مبهمه ها ...
چقدر سوالای فلسفی از ما می پرسی این روزا .
سلام
دوست عزیز جالب بود. شما هم یه وقتایی به ما سر بزنید. مرسی
زیبا بود
شاید فرقشون همون نگاهه!!؟؟؟واقعا نگاهه..اونهاهم با هم حرف می زنن! با زبون خودشون ...ولی فکر نکنم با نگاه به هم بگن که همدیگرو دوست دارن!
جلل خالق!!
------------------------------------------
راستی من جواب سوال هات رو دادم! بیا ببین!
راستی من لینکت رو هم گذاشتم بین دوستام.
سلام ممنون
منم لینکت میکنم
به نظر من معنیش واضح بود!
یه کم حس هنری داشته باش
چه ربطی به تفاوت های انسان و حیوان و اختراع زبان داره؟!!!
اتفاقا دارم هنری فکر میکنم ولی یه چیزی بوده که یه همچین چیزی گفته
میگم شاید بد نباشه تو هم یه بار دیگه دقیقا اونو بخونی و به
چرایی قضیه دقیق بشی