برداشت آزاد

یه مغازه .....فروشی و دو تا مرد در حال گفتگو

 

در باز میشه و یه دختر 15یا 16 ساله وارد میشه : آقا ببخشید به خدا من گدا نیستم صاحب خونمون توی این سیاه زمستونی مارو به خاطر 50هزار تومن جواب کرده و انداخته بیرون ! اگه میشه نفری 5 یا 10 هزار تومن کمک کنین تا 50 تومنش رو جمع کنیم و بهش بدیم (و کلی دعا   البته ناشیانه که شاید اینکاره نبوده )

یکی از مردها 5 هزار تومن میده

دختر: تو رو خدا اگه میشه 10 هزار تومن بدین

مرد: ببخشین خانوم   خودمون بازارمون کساده   چندان فروشی نداریم که بیشتر کمک کنیم

دختر: تشکر میکنه و میره ( البته بازم ناشیانه )

 

 

 

مرد اول: به نظر تو راست میگفت؟

مرد دوم: حتی اگه راست نمی گفت به نظرت ....( در باز میشه و مرد همسایه با ورودش مکالمه رو قطع میکنه )

مرد همسایه: بهش کمک کردین ؟ به اون دختره ؟

مرد اول: آره

مرد همسایه: آره ؟

مرد اول: آره 5 هزار تومن

مرد همسایه: ( در حال بیرون رفتن ) چرا دادین ؟ پوتیناشو دیدی ؟ همین شماها هستین که بدعادتشون میکنین ( و درباره با خنده ای موذیانه ) اگه میگفتی ما پولو همینجوری نمیدیم .... ( و خروج از مغازه و ناقص موندن حرف )

 

سکوت   حدود یک دقیقه

 

مرد دوم: به نظرت اگه بهش میگفتی .....

مرد اول: چرا که نه ؟

مرد دوم: فوق فوقش 20 یا 21 سال داشت !!!

مرد اول: 20 یا 21 سال ؟ خیلی بزرگ بخوای در نظر بگیری 17 سال بیشتر نداشت

مرد دوم: خوب من خواستم شرایط رو برای طرف مقابلش ساده تر کنم وگرنه قبول دارم 15 یا 16 سالش بود

مرد دوم: حالا به نظرت .......

مرد اول: آره    چرا که نه

مرد اول: اون که چیزی کمش نمیاد    نهایتش اینه که کمی احتیاط میکنه

 

 

 

 

پ.ن: این داستان یا تراژدی یا هر چی که فکرشو بکنی نیست این یه واقعیته    واقعیت      یه واقعیت تلخ         خیلی تلخ

 

پ.ن2: قصد توهین به هیچ جنسی رو ندارم ( چه مونث چه مذکر ) ولی موارد و مسایل مشابه خیلی زیادن

 

پ.ن۳: به نظر شما چرا باید جامعه ما اینقدر اینجوری باشه که آدما به خودشون اجازه بدن راحت در مورد پاکی و خلوص یه آدم دیگه صحبت کنن؟ (چرا باید جامـــــــعه ما اینجوری باشه ؟)

نظرات 31 + ارسال نظر
آرش 1386/11/13 ساعت 11:43 ق.ظ http://shab_tanha.persianblog.ir

خوندم و باهاتون تا حدی همراهی میکنم ولی با اون آقای همسایه هم همراهی می کنم! واقعا پوتیناشو دیدی؟!
پرسیده بودی چرا باید جامعه ما اینقدر اینجوری باشه که آدما به خودشون اجازه بدن راحت در مورد پاکی و خلوص یه آدم دیگه صحبت کنن؟!!
حالا من می پرسم چرا باید جامعه ما اینقدر اینجوری باشه که آدما به خودشون اجازه بدن پوتین گرون بپوشن و بعدش برن گدایین؟!!
ولی پستت قشنگ بود

شهرزاد 1386/11/11 ساعت 05:48 ب.ظ http://shahrzad91r.blogsky.com

سلام یاشار جان:
خوبی عزیز؟؟؟
ممنون که به وب من سر زدی!!!!!
خوشحالم کردی.....
متنی که نوشتی؛واقعا یه واقعیت تلخه....و باعث تاسف....
هیچ کاری نمیشه براش کرد یه عده ای با کارایی که میکنن باعث شدن که تو جامعه هیچ کس به هیچ کس اعتماد نکنه و همه همه رو به یه چشم ببینن و هیچ تفاوتی قائل نشن...واقعا جامعه ی خرابی داریم...
دوست عزیز اگر مایل به تبادل لینک بودی خوشحال میشم که یه دوست جدید داشته باشم بهم خبر بده...
ممنون عزیزم...
فدای تو
یا حق!

رعنا 1386/11/11 ساعت 03:45 ب.ظ http://a-s-666.blogsky.com

سلام دوست عزیز
خیلی خیلی ممنونم به خاطر لطفت!
وبلاگ جالبی داری!مطالبت دلنشینه!
اگه با تبادل لینک موافقی خبر بده!
تا بعد......

ژانوس 1386/11/11 ساعت 03:28 ب.ظ http://kheyzaran.blogsky.com

یاشارعزیز
با سلام
به روزم
بااحترام

مهیار 1386/11/11 ساعت 01:21 ب.ظ http://www.naz66.blogsky.com

سلام ممنون که سر زدی...
خوبی شما...؟
با اجازت من لینک کردم
به امید دیدار

آره یاشار جوون ... تلخ می نویسم چون از روزگار جز این ندیدم...ای بابا غم عالم که یکی دو تا نیست...
غمهات کوتاه
دلت شاد

مهیار 1386/11/11 ساعت 02:32 ق.ظ http://www.naz66.blogsky.com

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی دارید
خوشحال میشم به من هم سری بزنید...
به امید دیدار...

اسمارتیس 1386/11/11 ساعت 01:23 ق.ظ

من خودم تا حالا شده به آدمای اینجوری کمک کنم
ولی عمیقا معتقدم که دروغ میگن
حد اقل ۹۰ درصدشون

[ بدون نام ] 1386/11/10 ساعت 11:12 ب.ظ

سلام

ممکنه ای میلتون رو بزارید

ممنون

چرا نمیشه عزیزم
اینم ایمیلم
yashar.rahi@yahoo.com
تازه توی شناسنامم هم دارمش

شمیم 1386/11/10 ساعت 05:35 ب.ظ http://shamim-26.blogsky.com

چند وقتی اینجا من به یه مورد دیگه ای برمی خورم .اونم اینکه مثلا میگن من 400تومن میخوام تا برم به شهرمون .اتفاقا اوناهم میگن که من گدا نیستم .شاید اولین بار بهشون کمک کنم . اما وقتی باز هم به همچین موردایی برمیخوری خب ادم چطور باید باور کنه تو یک ماه مثلا چند نفر اینجا گیر افتادن وکرایه برگشت ندارن ؟البته فقط در همین حد ونه بیشتر ولی خب تا بوده همین بوده .هرکی چشمش به زنی افتاده شاید اول به زن بودنش فکر میکنه وبعد به ادم بودنش .شایدم اصلا به مورد دوم فکر نکنه .

سلام شمیم جان
تو نیکی می کن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز


تو با خلوص نیت کمکت رو بکن با ۴۰۰ تومن چیزی از تو کم نمیاد ولی شاید یکی از این آدما واقعا گره کارشون با همین ۴۰۰ تومن تو باز بشه

حمید 1386/11/10 ساعت 01:41 ب.ظ http://karaj400.blogsky.com

سلام
یه روز دعوتی از شما داشتم وخبر خوش به روز بودنتان
به وبلاگتان که آمدم حس کردم که اصلا برای من به روزشدید
مطلبتان کپی رایت بود و بی نهایت مفید بی نظر رفتم و وبلاگم رو مرور کردم ۹۰٪ مطالبم از من نبود وزیرش هم ننوشته بودم
من نوشتم بسیارشان نویسنده هایی نا مشخص داشتند ولی آنهایی که میشد ماخذی برایشان پیدا کرد جستجو کردم و منابع شان را ذکر کردم و در توضیح نویسنده نوشته ام (بازنویسی:حمید)
نمیدونم چرا این توضیح بی ربط از پست اخیرتان را نوشتم شاید برای اینکه فقط تنها ننویسم وبلاتان بسیار زیباست و مفید
چند سطره بی ربط رو افزودم
باز هم با نظری بر وبلاگم خوشهالم کن

سلام حمید جان
خوشحالم که مطلبی از وبلاگ من به درد تو خورده
امانتداری حس خوبیه که لااقل آدم بعدا وجدان درد نمیگیره
ممنونم از لطفت به وبلاگم

نوا 1386/11/10 ساعت 01:13 ب.ظ http://safaresard.blogfa.com

درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند

آپ کردم.[گل]

منتظر 1386/11/10 ساعت 01:03 ب.ظ

الله
سلام


نمی دونم چی شد اون کامنت قبلی دوباره سند شد !!!! خوب ببخشید

...
راستی این دو پست اخرتون ... نمی دونم چرا باید جامعه مون این جوری بشه ... اینا حقایقه جامعه ماست ... همینه که نمی شه به هیچ کس اعتماد کرد ... نه تنها در این موضوع بلکه تو هر کاری ... ظاهر و باطن و زندگی و کار و ... هیچ چیز ادمها دیگه ربطی به هم نداره ... نمی شه از هیچ حرکتی نتیجه ای د رمورد عقاید واقعی ادمها گرفت ... فقط می تونم بگم خدا به داد برسه ... کاش زودتر شرایط امدن اقا اماده می شد کاش

موفق باشید
در پناه حق

منتظر 1386/11/10 ساعت 12:58 ب.ظ http://darpanaheto.blogsky.com


الله
سلام

ممنون که سر زدید و مثل بقیه فقط ننوشتید که زیبا بود
اما شاید شما درست بگید البته با تعبیر خودتون ... چون من منظورم اونی که شما گفتید نبود
اون سنگ واقعا سنگ بود ... با همون اندازه خشونت ... اون دست مهمه که به جا منو با سنگی که حقم بود بیدار کرد ... مهربونی اون دست رو سنگ نمی گیره ... اخه همیشه که نمی شه با نوازش کسی روب یدار کرد ... گاهی لازمه سری شکسته بشه ... وقتی خوابی که توشی خیلی عمیق باشه .... اون مه هم یزید نیست ... اون هم خودمم ... من دنبال مقصر و شیطان و بدی در خارج خودم نیستم ... هر چی هست در همین نفس و روح خودمونه که گاهی به اشتباه به دیگران نسبت می دیم ... حالا گاهی شیطان گاهی یزید ... من شاید اگه اون موقع بودم بدتر از یزید می شدم چرا باید فکر کنم از یزید بهترم ... اگه بدتر نیستم باید الان یکی از همراهان امام زمان باشم تا زودتر بیان ... اما هستم ؟؟؟ نه !!! و افسوس ...

به هر حال ممنون
خوشحال می شم باز سر بزنید
شاید گاهی اشتباه کنم حتی تو همین احساس ها ... چه خوبه کسی بگه حست انحراف داره

راستی در مورد اون پست قبلی خدا ... هنوز حرف دارم ولی مجالی برای جمع و جور کردن این فکر پیدا نمی شه ... امیدوارم استوار باشید در قدمی که برداشتید ... خدا همراهتون
در پناه حق

یه رهگذر 1386/11/10 ساعت 10:57 ق.ظ http://papiroosi.blogfa.com

آقای یاشار!
مطالب خیلی قشنگی رو مطرح کردین
خسته نباشین
قلم خوبی دارین. بزارین با مطالب خودتون پیش بریم
ته تغاری رو خیلی قشنگ شروع کردین
یه معرفی خوب و جامع از خودتون
متن نامعادله اگر چه موضوعی تکراری بود اما بیانش بصورت نامعادله برام جالب بود و این جوری نشنیده بودم. بیان یه موضوع تکراری با واژه های تازه
چرا فکر می کنم یه جورایی توی ریاضیات غرق شده اید؟
آخه بحث وجود خدا رو هم به ریاضی ربط داده بودید و همین عشق یک طرفه هم
اما کپی رایت
بهتون حق می دم منم این موضوع رو دیدم و واسه همین خودم هم قبلاً اینو مطرح کرده بودم و سعی کردم خودم به عنوان یه تازه وارد حدالامکان رعایت کنم این قوانین رو
در مورد دعا برای یه دوست
از خدا می خوام که هر چی خیره برای این دوست شما پیش بیاد
امیدوارم به حق دلهای پاک همه ی آدمها، شفا پیدا کنه و خدا این تاتی تاتی راه رفتن رو ازش نگیره
(راستی؟ اگه خدایی نباشه به چه درگاهیی باید دعا کنیم یاشار خان؟)
اصلاً دعا معنی داره؟
آدم معمولی
صمد آقا و خیلی از آقاهای دیگه ایی که پدران ما هستن
خدایا به ما اونقدر توان بده که زبون تلخمون دل نازک پدر و مادری رو نشکونه
حتی معمولی ترین آدمای روزی زمین
حتی پدری که برای بچه هاش سه یا بیشتر از سه تا مادر اختیار کرده (راستی؟ واسه روز مبادا بوده این تعدد مادرها؟؟؟)
و اما برداشت آزاد
هر کسی از ظن خود شد یار من ...
چقدر بی رحمانه گاهی در مورد مظلومیت آدما حکمی صادر می شه ...
راستی؟
یادم رفت در مورد مسلمون بودنتون و اتفاقاً شیعه بودنتون چیزی بگم
این اتفاقاً گفتن برای تأکید مسلمون بودن بیشتر بود؟؟؟
من که متوجه نشدم تأکید چی بود!!!

سلام به رهگذر
ممنون از اینکه اومدی و با حوصله همه پستای منو قابل دونستی که بخونی از لطفت هم ممنونم
منم میخوام به ترتیب جوابتو بدم
ته تغاری واقعیته زندگی منه و چون ما زیادیم و مسایل خاص خودمونو داریم طرح این مسایل همینجوری بدون مقدمه یه کم گیج کننده است
نامعادله یه عشقه که شرطی نیست بر خلاف عشقای این زمونه که میگن دوستم داشته باش تا دوستت داشته باشم
کپی رایت حرفی واسش ندارم جز اینکه تا حالا رعایت کردم
در مورد خدا کاش کامنتای دوستان و جواب منو به اونا میخوندی تا می فهمیدی که حرف من نفی خدا نیس
برای دعا فقط میگم که خواهش میکنم تا وقتی که یادته دعاش کن بدجوری محتاجم بدجور خیلی شدید خاطرات یه دوره دو ساله با فلج شدن اون واسه من میمیرن نه اینکه فلج بشن آخه کی پسر به این خوبی دیده بود به خدا تا نداشت و نداره
آدم معمولی منم یعنی آرزوی منه چیزی که امیدشو دارم
راجع به پدرم هم همینو بهت بگم که هیچ مدیریتی به کفایت بابام ندیدم
۲۰ نفر آدم زیر یه سقف که ......بماند مامانامم واسه روز مبادا نیست همه فقط مشکل اینه که تو عادت کردی به زندگی خودت من هی چی توضیح بدم تو متوجه نمیشی
شیعه ام و شیعه بودن هیچ مزیتی نداره که بخوام باهاش خودمو تبرعه کنم یا بزرگ نشون بدم یا ... هر چی که فکر کنی
تازه راجع به ریاضی هم باید بگم ازش بد جوری بدم میاد ولی دلیل نمیشه که خوب نباشه

شیرین 1386/11/10 ساعت 08:30 ق.ظ http://www.zeh1.blogfa.com

سلام دوست من
مطلب خیلی جالبی بود. درست و دقیق اونچه که در جامعه امروزی ما به وفور دیده می شه به جنسیت هم کاری نداره.

راستش من هر چی می گردم بالاتر از سیاهی رنگی پیدا نمی کنم. دوست دارم که قالب رو عوض کنم ولی تا حالا قالب مناسبی پیدا نکردم جز سیاه . خوشحال می شم اگه شما تو انتخاب کمکم کنید.
این مطلب هم تقدیم به شما دوست عزیز:
تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن،

اهلی کردن چیزی است که این روزها پاک فراموش شده است،

اهلی کردن یعنی ایجلاد علاقه کردن.

تو اگر مرا اهلی کنی، هر دوتایمان به هم احتیاج پیدا میکنیم، تو برای من میان عالم موجود یگانه ای می شوی، من برای تو.

تو اگر مرا اهلی کنی، انگار که زندگیم را چراغان کرده باشی، آن وقت صدای پایی را می شنوم که با هر صدای پای دیگری فرق دارد.

آدم فقط از چیزی که اهلی کند می تواند سر در بیاورد،

آدمها دیگر برای سر درآوردن از چیزها وقت ندارند، همه چیز را همین جور حاضر و آماده از دکانها می خرند و چون دکانی نیست که دوست معامله کند از این رو آدمها مانده اند بی دوست.

تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن.

جز با چشم دل همه چیز را چنان که باید نمی توان دید، نهاد و گوهر را چشم سر نمی بیند.

ارزش دوست تو به اندازه عمری است که به پای او صرف کرده ای، آدمها این حقیقت را فراموش کرده اند، اما تو نباید فراموشش کنی.

" تو تا آخر عمر نسبت به آنکه اهلی کرده ای مسوولی."

سلام مرسی از مطلبت

این مطلبی هم که برام نوشته بودی عالی بود بد جوری تحت تاثیرم قرار داد

موفق باشی

نوا 1386/11/10 ساعت 12:00 ق.ظ http://safaresard.blogfa.com

چقدر تلخ ، ولی هست هست هست....

سلام یاشار جان

ممنون از انتقاد سازندت

چرا هرکی فقط میتونه تو وبت یه نظر بده

خیلی اینجوری حال گیره

یه سر بزن پست جدید گذاشتم

میتونی یه بار از صفحه خارج بشی و یه بار دیگه وارد بشی و دوباره نظربدی

موفق باشی

قاصدک 1386/11/09 ساعت 11:13 ب.ظ http://ghasedakk.blogsky.com

همه ی مشکل جواب همین چراهای به ظااااااهر کوچیک و گوگولی مگولیه ! و در آخر هم یک میلیو تا ای کاش پشت سرش !!!!
مرسی که بهم سر زدی.

سپیده 1386/11/09 ساعت 09:24 ب.ظ http://confused.blogsky.com

مرسی
پس من لینکتونو می ذارم

فاطمه 1386/11/09 ساعت 07:14 ب.ظ http://crazyfrog.blogsky.com

سلام یاشار خان.چطوری
سور اسرافیلو که من راستش خبر دار نشدم کی زدن.احتمالا مث همیشه خواب بودم!!!
بعدشم یاشار فک نمیکنی این مباحثی که مطرح میکنی همه خیلی واضح و مشخص باشه علت و ریشه هاش؟
بابا من که میدونم جوابهاشو تو هم میدونی...مهم اینه که دنبال راه حل باشیم واسه اشون اونم راه حل عملی .همین

فاطمه جان
یادمه که یه روزی گفتم شعور عمومی در بلند مدت بالاترین شعوره
این نیست مگه به یه شرط !


هنوز خیلیا هستن که به این مسایل اون طور که باید وشاید فکر نکردن
خیلیا هستن که از کنار این مسایل میگذرن بدون اینکه فکر کنن چرا اینقدر براشون عادیه
اصلا نمیدونن که این مسایل براشون عادی شده
اول باید معلومات مساله رو کاملا مشخص کنیم



ممنون از اومدنت

منتظر 1386/11/09 ساعت 05:44 ب.ظ http://darpanaheto.blogsky.com

الله
سلام


ممنون که سر زدید و مثل بقیه فقط ننوشتید که زیبا بود
اما شاید شما درست بگید البته با تعبیر خودتون ... چون من منظورم اونی که شما گفتید نبود

اون سنگ واقعا سنگ بود ... با همون اندازه خشونت ... اون دست مهمه که به جا منو با سنگی که حقم بود بیدار کرد ... مهربونی اون دست رو سنگ نمی گیره ... اخه همیشه که نمی شه با نوازش کسی روب یدار کرد ... گاهی لازمه سری شکسته بشه ... وقتی خوابی که توشی خیلی عمیق باشه .... اون مه هم یزید نیست ... اون هم خودمم ... من دنبال مقصر و شیطان و بدی در خارج خودم نیستم ... هر چی هست در همین نفس و روح خودمونه که گاهی به اشتباه به دیگران نسبت می دیم ... حالا گاهی شیطان گاهی یزید ... من شاید اگه اون موقع بودم بدتر از یزید می شدم چرا باید فکر کنم از یزید بهترم ... اگه بدتر نیستم باید الان یکی از همراهان امام زمان باشم تا زودتر بیان ... اما هستم ؟؟؟ نه !!! و افسوس ...


به هر حال ممنون
خوشحال می شم باز سر بزنید
شاید گاهی اشتباه کنم حتی تو همین احساس ها ... چه خوبه کسی بگه حست انحراف داره

راستی در مورد اون پست قبلی خدا ... هنوز حرف دارم ولی مجالی برای جمع و جور کردن این فکر پیدا نمی شه ... امیدوارم استوار باشید در قدمی که برداشتید ... خدا همراهتون

در پناه حق

ممنون
منم خوشحال میشم تو هم دوباره سر بزنی
در مورد حرفات هم همیشه منتظرم که بشنوم چون بیشتر مطالبی که مینویسم هیچوقت برام کهنه نمیشن

نهال 1386/11/09 ساعت 03:50 ب.ظ http://Fazmetr.blogsky.com

سلام

من میگم یعنی من میخوام بگم که ما ایرانی ها خیلی کارا میکنیم که همیشه باعث تعجب خودمونو دیگران میشه ....جالبه گدایی از پست ترین شغلها ست اما راحت ترینشون هم هست ....اما زود باوری هم هست ...

تلخه اما جامعه همه چیز داره ....اونم جامعه ی ما

نگار 1386/11/09 ساعت 02:08 ب.ظ http://www.jootii.blogsky.com

تنها چیزی که میوتنم بگم...............
من متاسفم واسه خودم که تو چنین جامعه ای زندگی میکنم....

احسان 1386/11/09 ساعت 01:42 ب.ظ http://www.sapina.blogsky.com

مرسی از نظر

دلیل اصلیش وجود تفکر آخوندای عزیز ه که همه ماها رو به دروغگویی و تقلب و جاسوسی و چاپلوسی و همه نواقص اخلاقی هدایت کردن.
یادم نمیره وقتی دبیرستان بودیم معلم پرورشی!! که یه نیمه آخوند ازگل بود به ظور خصوصی و برنامه ریزی شده ما رو دعوت میکرد اتاقش و ازمون میخاست که بهش بگیم که چدر مادرمون نماز میخونن یا نمیخونن. اوایل خب همه بچه ها راستشو میگفتن ولی اون ظرف یکسالی که همت کرد به همهمون یاد داد که حتی اگه کسی نمیخونه بگین که میخونه.
خدا شر دروغگو و چاپلوس رو از سر مردم کم نکنه تا انشاالله انقدر گندش در بیاد که شاید امت همیشه در صحنه (از همه مدل صحنه) شاید ، شاید به خودشون بیان.
---
من ایی میل هایت رو میگیرم ولی کلا اگه لطف کنی برام نظر بدی راحت ترم. ممنون

ژانوس 1386/11/09 ساعت 02:43 ق.ظ http://kheyzaran.blogsky.com


یاشار عزیز
ازاینکه خبرم کردی خدمت برسم ممنون وسپاسگزارم امیدوارم در این زمستان سردوطولانی که دیگربدجوری پادراز کرده ودارد سخت جانی از خودش نشان میدهد تندرست باشی

اگرچه مدتی است سعی میکنم جواب مسائل اندوهبارزندگی واقعی را درعرصه ی هنر پیدا وبازگو کنم ولی به هرحال خودم را نمیتوانم تحت تاثیر آنها نبینم.بااین حال اگرچه میدانم یافتن جواب قانع کننده درین حیطه کار کسانی است که درمیدان علوم اجتماعی کارمیکنند ولی از آنجا که میدانم ایرانی جماعت اقیانوس است ولی اقیانوسی به عمق یک بند انگشت!!! یعنی که ازهر چیزی اگرنه عمیق ولی به هرحال اندکی میداند نظرم رابیان میکنم:ما درجامعه ای بحران زده زندگی میکنیم این بحران درعرصه های آموزشی سیاسی اقتصادی وبخصوص اخلاق و....مشهود است.بحران با خودش هنجارهارا به ناهنجاری ها تبدیل میکند چنین جوامعی را ادبا جامعه ی شترگاو پلنگ میگویند اگر به امارهای رسمی توجه کنیدتراکم افرادی که زیر خط فقر به سر میبرند -وضعیت بیکاری-اعتیاد-نرخ طلاق-جرائم قضائی وسیاسی-دزدی-فحشاوهزاران ناهنجاری عریان وپنهان دیگر درستی عرایضم را به شما آنچنان ثابت میکند که برداشت آزاد شمابیشتر جنبه ی کمیک پیدامیکندتا تراژیک!
به هرروی اگرچه ما دردهکده ی جهانی درقرن بیست ویکم زندگی میکنیم ولی تا آنجا که من می بینم در دنیای بدی زندگی میکنیم نه که فکر کنی تنها ما اینگونه ایم نه سراسر دنیا هر مردمی به نوعی درگیرند ولی تفاوت این است که اگر آنها میکوشند مشکلات راکاهش دهندما سعی درافزایش آنهاداریم.
نهایتا عرض کنم ما ایرانیها باید تکلیف خودمان رابانوستالژی عهد باستان وسنتی که در آن گیر کرده ایم ومدرنیته(تجدد)حل کنیم وگرنه این قافله تابه حشر لنگ است
برداشت آزاد را بسیار بی تکلف وقوام یافته نوشته بودی به تو تبریک میگویم مرا به خاطر پرنویسیم ببخش اهل ماستمالی کردن مطالب نیستم
با احترام ومحبت فراوان

ژانوس عزیز سلام
درکل با نظراتت موافقم ولی میدانی که جز کل را میسازد و هر چند برداشت آزاد من به یک مساله پیچیده از یک نگاه ساده و غیر تخصصی نگاه میکند ولی باید بدانیم که قصد من از نوشتن تحریک فکر ها و عقلهای به اجبار منجمد شده به فکر کردن است است و همانطور که میدانی بزرگترین ساختمانها هم با اولین آجرها شروع میشوند پس حق بده که من به هر مساله ای بر میخورم در موردش بحث کنم چرایی این مطالب چیزی نیست که من فقط برای خودم بخواهم میخواهم همه در خلوت خود به ایده آل های ذهن خود و وضعیت حاکم نیز فکر کنند

هر چند شاید در جوامع دیگری نیز از این دست مسایل مطرح باشد ولی حساب این کجا و آن کجاست که بی شک میدانم تایید می کنی
آنها به بیهایت آرزوهایشان فکر میکنند ولی ما به حد مرزهای تفکیک دو نظام می اندیشیم
آنها می خواهند راه بروند و برسند ما میخواهیم فرار کنیم تا جزو فلان دسته طبقه بندی نشویم

از نظراتت هم بسیار متشکرم هرچه بلندتر هم باشند من بیشتر خوشحال میشوم چون تکرار مکررات نیست و ایجاب ضرورت و ذکر جنبه های یک واقعیت است

ممنون

دوباره سلام
باور کن معنیه آپ را می دونم

چند روزی امتحان هام سنگین بود فرصت نکردم بیام


اگه با تبادل لینک موافقی منو به لیستت اضافه کن

در هر صورت من این کار را کردم
چون حس می کنم تو هم جزو اون دو درصدی هستی که دنیا را از یه زاویه ی دیگه می بینن

ممنون از لطفی که به من داری
با کمال میل تو را لینک می کنم

حقیقت تلخیه

حقیقتی که هیچ جوابی براش ندارم

اما نگو جامعه ما
این فقط مشکل ما نیست

بزرگ ترین ایراد انسان ها همینه

هر چی پیشرفته تر می شن
انسانیت را بیشتر از یاد می برن
. . .

اما تو دنیایی هر چقدر کوچیک ؛ هرچقدر تنگ و تاریک

هنوز هستن کسایی که به لطافت گل ها و پاکی پر پرستو ایمان دارن
هنوز هستن کسایی که برای رسیدن دست شاپرک به گل ؛ و سر دادن آزادانه ی آواز قناری ها می جنگن


و اگه کسی بتونه مبارزه که و پاک زندگی کنه
فرشته هایی پیدا می شن که هرگز تنهاش نمی زارن

باور کن فرشته همین جان میون ماها

من یه بار در حالی داشتم بزرگ ترین اشتباه زندگیم را می کردم یکی شون را دیدم

حتی اگه به وجودشون ایمان نداشته باشی اونها میان و کمک می کنن . . .


و این زنجیره ی عشق ادامه خواهد داشت . . . تا خدا هست !

سپیده 1386/11/09 ساعت 01:11 ق.ظ http://confused.blogsky.com

سلام
واقعا آیا میشه جواب این سوال رو پیدا کرد؟!
تبادل لینک می کنید؟

سلام سپییده جان
ممنون که سر زدی
چرا نمی کنم !

ش.خ 1386/11/09 ساعت 01:07 ق.ظ http://khodaam.persianblog.ir

نمی دونم چه بایذ کرذ. حتی نمی دونم باید کمک کرد یا نه..نمی دونم در اون شرایط من حاضر بودم دست جلوی کسی دراز کنم یا نه..

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد