حق السکوت

آیا شما حق السکوت گرفته اید یا نه ؟

حق السکوت دادن چی؟ تا حالا حق السکوت دادید یا نه ؟

به دقت بررسی کنید شاید گرفته باشید ها ؟ شایدم داده باشید ؟

توی این دنیا هر آدمی به یه نوعی حق السکوت می گیره! و یا گاهی وقتا میده !

منتها فقط اسمشو عوض میکنه تا وجدان درد نداشته باشه

در همسایگی ما خانواده ای بودن که دو تا بچه داشتن  یه دختر 19 یا 20 ساله و یه پسر 16 یا 17 ساله (دقیق نمیدانم)

مرد می خواست زنش را طلاق دهد برای همین برای پسرش یک موتور سیکلت و برای دخترش یک کامپیوتر (لب تاپ) خرید و بعد زنش را طلاق داد

به یک هفته نکشید که مادر جدیدی هم برایشان خرید (خانم ها ببخشند که از لفظ خریدن استفاده کردم ولی این جور آدم ها عادت دارند همه چیز را می خرند)

و بچه ها هم آنقدر غرق در خوشحالی وسایل نو بودند که هیچ اعتراضی هم صورت نگرفت !

به نظر شما این یه نوع حق السکوت گیری نیست؟؟؟؟

 

 

 

خواهش میکنم اگه نظری دارین یا نمونه مشابه و یا بحث روانشناختی پیرامونش میدونید یا خودتون بگید یا آدرس بدین سر بزنم

 

یا حق

نظرات 24 + ارسال نظر
هیسنا 1388/07/30 ساعت 09:01 ب.ظ http://hisnaa.blogfa.com/

فاطمه 1386/11/02 ساعت 06:35 ب.ظ http://crazyfrog.blogsky.com

مرسی از ابراز علاقه ات
ضمنا من از این کامنتای آپم بدو بیا خوشم نمیاد
بلاگ رولینگ هم که خر است و پینگ نمیشوم تویش...
کامنتتو خوندم
الزاما باید همون جا جواب میدادم؟
که یعنی خوشم اومد؟
الزاما ادم باید همه اش جار بزنه که خوشم میاد و بدم میاد؟
من آدم الزامی نیستم
جواب هم میدم
اما تنبلم
خیلی
بحث تکراری هم دوست ندارم
تو هم میفهمی من چی میگم
منم میفهمم تو چی میگی...
حرفم که نمیاد
یعنی
لابد یه مرگیم هست دیگه
مثلا پیر تر از اونم که بخوام بحث کنم یا...
حالا تو از متنم حالت به هم میخوره
خوب یعنی چی؟
من ننویسم؟
من مینویسم...
تو هم دلت خواست بخون
بعد یه متو کلو پرامید بخور
که بالا نیاری...

من زیاد میخورم
اما بازم بالا میارم
یه روزایی زندگی رو

شاید برای تو افاقه کرد...

چه میدونم یاشار...
چه میدونم

اگه دوس داری بیشتر بشکافش ولی شاید خیلی نشه چیزی رو شکافت و فهیمد.

امین 1386/11/02 ساعت 11:40 ق.ظ http://amin-tehran.blogfa.com

مرسی که بمن سر زدی.کدومشو گفتی خوب بود؟اگه می خوای همدیگر لینک کنیم.منتظرم

سلام
خواهش می کنم قابل شما رو نداشت ...
در مورد پست آخرتون باید بگم که مسلما حق السکوت بوده ...
حالم از این جور آدما بهم می خوره ...
این اتفاق یه بار برای خود من هم افتاده البته از نوع دیگه ...
موفق باشی
خوشحال میشم بازم سر بزنید .

نعیمه 1386/11/02 ساعت 07:53 ق.ظ http://ghoghnoos56.persianblog.ir

راحته بگیم که اه اه اونا چه آدمایی بودن و به به ما چه آدمایی هستیم....اما حقیقت اینه که هر کسی یه جوری حق السکوت می ده و با یه چیزی راضی می شه. بزرگ بودن اون چیز هم اسمشو عوض نمی کنه!

فاطمه 1386/11/02 ساعت 12:04 ق.ظ http://crazyfrog.blogsky.com

همه ی مردها مث پدر و برادرمند؟
تو مطمئنی یاشار؟
پس به نظرت چرا من حتی سر ظهر روز روشن هم جرات نمیکنم از کوچه مون که اتفاقا و بی اغراق توی بهترین خیابون این خراب شده اس بگذرم تنهایی؟

از خیابون گذشتن و نگذشتن تو ربطی به مخالفت جامعه راجع به پیشفت جنس تو نداره اشتباه نکن این دو مساله از هم جدان درسته که شبیهن !
تو شوهرت (چه حالا داشته باشی و چه بعدا) چه زنی رو بیشتر دوس داره ؟ به زن امل و بی فکر و دهن بین و ظاهر نگر یا یه زن روشنفکر و بافکرو باشعور که هیچی رو بدون دلیل منطقی قبول نمی کنه حتی اگه مثلا اون مساله رو لباس دین و مذهب پوشونده باشن ؟کودومش؟
پدر و برادرت چی ؟
دختر یا خواهر دهی بین و بیفکر دوس دارن یا با شعور و با فکر؟

این سوالی هم که گفتی یه مساله دیگه اس و خودتم میدونی که آب از کجای این چشمه گل آلوده و چرا؟ خودت میدونی که چرا نباید بتونی از خیابون راحت بگذری ؟چه حالا توی بهترین نقطه شهر باشی یا نباشی!

ما هم رفتیم رو آنتن

امین 1386/11/01 ساعت 11:06 ب.ظ http://amin-tehran.blogfa.com

سلام.مطلبت خیلی با حال بود.در مورد همین مطلب من خیلی حرف برای گفتن دارم.شاید ازش خوشت بیاد. من اپم.اگه بمن سر بزنی خوشحلم می کنی.منتظرم

شیرین 1386/11/01 ساعت 07:05 ب.ظ http://zeh1.blogfa.com

سلام دوست من
مطلب جالبتون رو خوندم من هم به روزم خوشحال میشم سری بزنید
ضمنا اگه به موردی برخوردم خبرتون می کنم
شاد باشید

بهاره 1386/11/01 ساعت 06:18 ب.ظ http://sepidehdaman.blogsky.com

سلام
چه حق السکوت ارزونی:( یعنی قیمت حداقل ۲۰ سال زندگی مشترک مادر اون خواهر و برادر به قیمت یه لپ تاپ و یه موتورسیکلت بود؟ دلم می سوزه برای مادرشون که مفت باخت زندگیشو.
خدا رو شکر تا حالا نه حق السکوت دادم نه گرفتم... امیدوارم هیچ وقت هم برام اتفاق نیفته نه فقط برا من... برای هیچ کس امیدوارم اتفاق نیفته....
مرسی که سر زدید.
شاد و پیروز باشید و در پناه حق.

سایه 1386/11/01 ساعت 01:08 ب.ظ http://pazienza.persianblog.ir

سکوت گاهی خیلی قشنگه ولی بعضی وقتها ظلمه بزرگیه
البته برای قضاوت راجع به این خانواده باید دید مادرشون چه جور ادمی بوده زن جدیدش چه جور ادمیه و اون بچه ها چقدر می فهمند بعضی ها حتی کاسبم نیستند مگه میشه ادم مادرشو به این چیزا بفروشه؟

حمید 1386/11/01 ساعت 12:28 ب.ظ http://namakdan.blogsky.com

اگر پسر پسر بود که با یه موتور خر نمیشد
و همینجور دختر
و اگر مادر مادری کرده بود بچه ی اینجوری نداشت
و همینجور پدر
اینا از ریشه خراب بودند

سلام
تو به چی می گی حق و سکوت
گاهی ما حتی به خودمون هم حق و سکوت می دیم
با مشغول کردن خودمون به چیزهایی که مهم اند
تا فراموش کنیم چیزهایی را که دلمون می خواد اما عقل می گه نه
اینم یه جور حق السکوته منتی تنها فرقش اینه که این بازی هیچ برنده ای نداره
اما وقتی به یکی دیگه حق السکوت میدی یا ازش می گیری یه طرف همیشه برنده است !!!!!

D 1386/11/01 ساعت 11:47 ق.ظ

بد نیست که بحث دیده ها و شندیه هات رو راه بندازی تو وبلاگت بالاخره هم چیز یاد میگیری هم شاید چیزی یاد بدی. و میشه گفت که کلا بدرد خودت بیشتر میخوره تا اون همسایه. من تو وبلاگم این کار رو میکردم قبلا.
--
دارم در مورد اسم وبلاگم به نتایج نهایی میرسم

سلام
اگه اسمشو گذاشتی و وبلاگ رو باز کردی یه آدرس بده تا مام بیایم و برات از این شکلک های یاهو بزاریم

خیلی دلم میخواست یه کمکی بهت بکنم ولی حیف که وقت امتحاناته و فکرم مشغول

موفق باشی

یا حق

فاطمه 1386/11/01 ساعت 02:04 ق.ظ http://CRAZYFROG.BLOGSKY.COM

من که ناراحت نشدم بچه جون!!!
باید فکر کنم راجع به سوالت
میام اگه چیزی به نظرم رسید میگم
عجالتا با نظر دوستمونDموافقماطلاعات کافی برای قضاوت در دسترس نیست.

Unknown 1386/10/30 ساعت 09:01 ب.ظ http://www.tv.mihanblog.com/

سلام ازاینکه به وبلاگم سر زدی ممنون ولی من مدتهاست تعطیلش کردم اگرچه دارم مطلب که بندازم هم عکس کارتون هم لینک دانلود موزیک کارتون اماکو حوصله بهرحال خوشحالم کردی

D 1386/10/30 ساعت 08:43 ب.ظ

نمیشه با این دقت بحث حق السگوت روانی رو مطرح کرد چون اطلاعات کافی نیست هر چند که شاید کل مطلب رو تو حس کرده باشی ولی خب زندگی خیلی پیچیده س، شاید دلسوزی بهتر از عثبانیت باشه تو این مورد

مرسی که به این مطلب هم نظر دادی
این یکی هم از اون مسایلی که توی جامعه امروز ایران بد جوری عادی شده و داره ترقی میکنه
اگه تو و یا هر کس دیگه ای علاقمنده که بیشتر بدونه توی کامنت ها بگه تا جزییات بیشتری رو که میدونم بگم

ستاره 1386/10/30 ساعت 08:32 ب.ظ http://www.afsoongarlady.blogsky.com

چه میدونم ؟!
چه بچه های بچه ای!

Salam. Jaleb bood. Vali mitooni bahso baz tar
benevisi. Jomleye doctor shariati ro khoondi?

مونا 1386/10/30 ساعت 08:16 ب.ظ http://sedayearom.blogsky.com

سلام همسایه ی عزیز و جدید سوالت در مورده من بود.من عاشق شدم خیلی هم صبر کردم ولی بچه بود نفهمید ترکش کردم شاید درست نبوده باشه ولی نمیدونم تا حالا خستگی رو درک کردی یا نه خسته شدم دوست داشتم ولی از محبتش برام کم گذاشت ولی من....بازم پیشم بیا خوشحال شدم .درپناه عشق...یا حق

درناز 1386/10/30 ساعت 06:32 ب.ظ http://dornaz.blogsky

با عرض ارز ارذ شرمندگی نظر شما را امروز جواب دادم.هنوز اپ نیستم.

شمیم 1386/10/30 ساعت 05:59 ب.ظ http://shamim-26.blogsky.com

اولا خبر نکردم ببینم کی به یاد منه که دیدم نه هنوز یه جوونمردایی پیدا میشن
ثانیا من امروز صبح یه سر ی اومدم هنوز اپ نکرده بودی .نگی چون گفتی اومدما
ثالثا در مورد دادن وگرفتن حق السکوت در مورد خودم چیزی یادم نمیاد .ولی یه وقتایی که داداش بزرگم دبیرستانی بود وبهمون (به من وخواهرم )می گفت شما کاسبی بلد نیستین .خواهرای دوستام میرن سر کیفشون .اگه نمره کمی گرفته بودن تهدید می شدن که خبر به گوش پدر جان می رسد مگه اینکه داداشه دست به جیب میشد .اینم یه جور حق السکوت بود دیگه نه
رابعا مطمنی این بچه های همسایتون سالمن ؟با این سن وسال و اونوقت با کامپیوتر وموتور ادم بی خیال مادرش بشه جدا بعید میدونم حالشون خوش باشه
خامسا متاسفانه آدرس های روانشناختی ندارم


نهال 1386/10/30 ساعت 05:50 ب.ظ http://Fazmetr.blogsky.com

نامردی بود ....فقط زمانی میشه که تو واقعا مادر نداشته باشی ..بی عاطفه گی که شاخ و دم نداره ؟داره ؟ ....
اونها از اول مادر نداشتند ....

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد