سریال شب دهم و بچه های محله ما

حتما شما هم توی ایام محرم عادت داشتین که برای تماشای مراسم عزاداری حضرت سید الشهدا شبا توی خونه نمی موندین ! منم همینطور بودم!

اما چون بد جوری سرمایی ام دو سالی میشه که از ایام محرم فقط دو روز تاسوعا و عاشورا رو بیرون می اومدم . چند شب پیش یه کاری پیش اومد که مجبور شدم شبونه از خونه بزنم بیرون

می دونید چی دیدم ؟ معلومه مردم عزاداری که توی این سوز و سرما دسته هارو تشکیل داده بودن و داشتن عزاداری می کردن !

می دونین کیا بودن ؟

(خدا از من و امثال من بگذره )همه اونا کسایی بودن که از نظر من همه شون لات و لوت های محله و الواط و بی سر و پاهای کوچه و خیابونن.

خدایی شرمم اومد !

منی که کلی ادعا دارم  اونقدر عشق ندارم و نداشتم که توی سرما برای خاطر آقا که نه برای حفظ این مراسم حتی برای تماشا برم بیرون ولی اونا چی؟

نگید که اونا به خاطر کار دیگه ای اومدن بیرون (گناه خودتونو بیشترش نکنین) برای اون کاری که از ذهنتون ممکنه بگذره شرایط بهتری همیشه وجود داره

وقتی اون جماعت رو دیدم ناخودآکاه گریه ام گرفت . نه برای آقا   نه برای اونا   نه برای کربلا   فقط وفقط برای خودم(که چقدر بد بختم)که حتی آقا هم به هیچ بهونه ای منو برای دیدن مراسم خودش قبول نمیکنه!

همه اون لات و لوت ها یه عشقی تو دلاشون بود که از درون گرمشون میکرد یه نوری توی چشماشون بود که به من که نگاه می کردن از حرارتش داشتم آب میشدم

امروز که سریال شب دهم رو دیدم یهویی یاد اونا افتادم که ممکنه من توی روز روشن بهشون کم محلی میکردم ولی اون شب جلوی عظمت روحشون کم آوردم

 

 

پ.ن: محرم رو اول خدا بعد هم همیشه اونایی نگه داشتن که هیچ کس انتظارشو نداشته (یا بهتر بگم داخل آدم حسابش نمیکرده)

 

پ.ن2: مشکل ما اینه که هر کسی که مثله ما نباشه فکر می کنیم راه غلط رو داره میره و هیچ وقت فکر نمیکنیم که شاید ما داریم راه اشتباه میریم

 

پ.ن3: دارم به همه اونایی که تا دیروز ملامتشون می کردم غبطه می خورم

 

پ.ن4: دعام کنین تا بیشتر از این گم نشم هنوز امید دارم که برگردم

نظرات 40 + ارسال نظر
D 1386/10/30 ساعت 09:13 ب.ظ

دوستایی که فکر میکنن تو دنیای مجازی با تاخت و تاز به فکر های جدید (نه لزوما خوب) و دفاع از چیزی که پدر مادر هاشون یادشون دادن و هیچوقت سوال دوباره ای از خودشون نکردن ، میتوتن ادعای حق طلبی و حق نگه داری رو داشته باشن یه نگاهی هم به این نوشته بندازین

http://sibestaan.malakut.org/archives/2008/01/post_623.shtml

قابل توجه شمیم و رویای بارانی. فکر نکنین که چون داریم مثل همه کسایی که قبل از شما حرف میزنن حرف میزنین پس آدم هایی هستین که فهمیدین که حق طلبی رو فهمیدین.
کدومتون واسه این همه دنشجو و کارگری که تو زندان افتادن یه قطره اشک از روی حث طلبی حسینی وار ریختین؟ کدومتون میدونین که دکتر زهرا چرا تو زندان همدان (2 ماه پیش) بعد از دستگیر شدن با پارتنرش(نامزد) کشته شد؟ کدومتنون (مخصوصا خانومایی مثل شما که فکر میکنن میشه همزمان سفره ابولفضل انداخت و واسه آزادی هم تلاش کرد) گریه کردین؟ کدوتون از رو آزادگی و حق طلبی وقتی تو خیابون به یه افغانی توهین میکنن تو تهران رگ آزادگیتون ور میاد؟
همه حرف من اینه که به یه چیزایی عادت کردین و هیچوقت نتونستین به زندگی الانتون اپلای کنین اون ایده رو. شماهایی که نمیوتنین واسه در و همسایه تون قطره اشکی به چشمت بیارین نرین رو منبر ، که منم منبر داریم بد نبود یه زمانی. این همه بدخت داریم تو شهرای مرزی که دارن از سوز سرما جون میدن و اونوقت ادعای آزادگی تو تهران داره فلان خر رو پاره میکنه. یکی اس شماهایی که خودتون زن هم هستین بگین که چقدر واسه حق و حقوق مسلمتون مثل طلاق و حضانت تلاش کرده؟ چند بار ورداشتی به اون زن بیوه همسسایت کمک کنی؟ که مجبور نشی بیای تو وبلاگت ژست روشنفکر-مذهبی (یه واژه ترکیبی در حد زنا زاده) به خودت بگیری که آره جامعه خیلی بد شده. من خودمو یه خواب نزدم اگه اینجوری فکر میکنی، ولی برای من دنیا چیزی نیست که از گذشته بهم ارث رسیده باشه، تو اگه تاب تحمل سوال نداری میتونی با تهمت زدن خوابزدگی به من فقط خودت رو از لحاظ روانی ارضا کنی.

قرار نبود دیگه به دوستای من هم بتازی اینا نظراتی است که برای من نوشته اند هر چند میتوانی آنها را بخوانی ولی اصولا نباید به دوستانی که نظرات را برای من نوشته اند دست اندازی کنی من آنها را میخوانم و یا قبول میکنم و یا قبول نمیکنم و اگر جوابی برایشان داشتم میگویم وگرنه که ...

به این آدرسی که گفته بودی مراجعه کردم چیزایی راجع به ابراهیم که گویا مثله تختی خود کشی کرده شنیده بودم ولی زهرا رو اصلا نمیشناسم هر چند هیچوقت اهل سی-یا –ست نبوده و نیستم ولی از باب اجتماعیش دوست دارم بدونم دور و برم چه خبره؟

مشکل اصلی ما اینه که مارو دچار فقر فرهنگی و دچار بی تفاوتی کردن ! اول باید اینو یه کاریش بکنیم
مردم ما دیگه خیلی سخت از این چیزا تحریک میشن و وقتی هم تحریک میشن وقتی برای فکر کردن براش نمیزارن ! تا علت یابی هم بکنن چه برسه به اینکه راه حل براش پیدا کنن

راجع به به کار بردن ایده های جدید توی زندگی خیلی داری تند میری ! اینجا ایرانه حتی اگه ایران نبود از تولد تا به راه افتادن و به کار بردن یه ایده جدید خیلی کار میبره تازه اونم اکه بستر مناسب باشه و فرهنگ مردم اونو در تناقض با عقایدش نبینه اگه کسایی نباشن که اونا رو بنا به منافع شخصی تبلیغات منفی نکنن که بحمدا... تو ی ایران اینجور آدما تا دلت بخواد فراوون

در باره بد بختیا همه صورت مساله رو میدونن یه راه حل پیشنهاد بده که بشه استفاده کرد نه اینکه نمک رو زخم بپاشی همه میدونن که کیا دارن به کیا ستم میکنن کیا یه عمره دارن

راجع به حقوق زنا توی این کشور باید بدونی که یه مکتب خود فرموده و نه اسلام راهو برای همه جور تلاشی می بنده کسی هم اگه به قول تو ژست روشنفکری میگیره داره مشق خودباوری میکنه و نه اینکه بخواد خودی نشون بده چون انقدر توی محدودیت بوده اول باید خودشو قبول کنه بعدش بیاد افکار روشنفکرانه ای رو که داره حداقل روی بچه اش پیاده کنه تا به مرور زمان اونی بشه که دلش میخواد اینا دیگه دست از خودشون شستن همه ما یه جورایی نسل سوخته ایم و داریم ماست مالی اشتباهات قبلیارو می کنیم

بهار 1386/10/30 ساعت 08:25 ب.ظ

نوشته های آقا یا خانم " D" رو بعد از گذاشتن کامنت خوندم نمی خوام وارد این مباحث بشم که مدتهاست فاصله گرفتم خواسته بودند برای وبلاگشون اسمی انتخاب بشه من به عنوان دوستی ندیده و نشنیده در این وبلاگ یک اسم پیشنهاد می کنم " موج نو"
حرف آخر : به عقاید هم احترام بگذاریم اونچه مهمه اخلاقیاته که حتی یک کافر و لائیک هم می دونه دروغ بده و دزدی زشت و اونها رو انجام نمی ده که سوای وجدان داشته یا نداشته اش , می دونه بازتاب اون در زندگی و تعاملات اجتماعیش به خودش خواهد رسید.
جنگ عقاید] جنگی هفتاد و دوملته و سنتی دیرینه و هرگز قابل حل نیست چون حقیقت خیلی دورتر از دستها و اندیشه ماست ولی زندگی واقعیت دارد و درگذ

از اینکه از ایده های نو استقبال می کنی خوشحال شدم
ا ز این به بعد میتونم به تو به عنوان کسی که اگر حاضر به باز بینی افکارش هم نباشه ولی لااقل به دیگران اجازه سوال درباره اش رو میده حساب کنم
به عنوان کسی که لااقل گاهی وقتا میتونه شک کنه و دوباره چیزایی رو توی ذهنش مرور کنه و به یه جاهایی برسه

از اینکه اومدی و سر زدی مثله همه اونایی که براشون ننوشتم ولی ته دلم ازشون متشکر بودم ازت متشکرم

شمیم 1386/10/30 ساعت 06:20 ب.ظ http://shamim-26.blogsky.com

میگما اگه همین بچه ها چمی دونم وقتی از چند شب قبل خودشونو آواره می کنن که مثلا فوتبال ببینن وخودشونو واسه جند تا فوتبالیست میلیاردر جر واجر کنن .بعد هم بزنن چشم وچار یکی رو کور کنن و چند میلیونی هم خسارت به اتوبوسرانی و... که هیچ ربطی به دین ومذهب هم نداره و نه به درد دنیاشون می خوره ونه آخرتشون تا یکی یه چیزی میگه صحبت از عشق وآزادی واز این جور چیزا می شه .اگه همینا یه سه چار روزی بیان برای چند انسان غریب وآزادی خواه یه کم گریه کنن که نه خرجی بر میداره (و تازه شام وناهار این روزا هم به که راهه) میشن دیونه ومازوخیستی نه؟ .بگذار این موجودات کوچک فکر کنن که می تونن با این حرفها بزرگ بشن .تو هم زیادی زحمت نکش .کسی که خودشو به خواب زده رو نمی تونی بیدار کنی .حکایت سنگ بد گوهر وکاسه زرین .

سلام شمیم جان
مرسی از اینکه به فکر منی
ولی به نظرت کم احترامی نیست که یکی ازت یه سوالی بپرسه و تو جوابشو ندی؟
هر چند که اعتراف می کنم که من خودمم از این گفتگو لذت بردم
من باب راهنمایی (اگه اسمشو بشه گذاشت راهنمایی) هم که شده من باید یه چیزایی رو میگفتم و یه چیزایی رم می شنیدم (ایشون هم به نظرمن آدمی نبود که چشم و گوش بسته باشه فقط مسیرش با من و تو یه کمی تفاوت داره)
بحث باید موافق و مخالف داشته باشه تا سازنده باشه و همینه که مهمه
و من مخالفت اصولی رو که طرف یه چیزای منطقی واسه گفتن داشته باشه رو دوست دارم

بازم از لطفت ممنون که سر زدی

انسان ها در شرایط مختلف رفتارهای متفاوتی از خودشون نشون می دن.
من هم امسال همین حال و هوا رو داشتم من با دیدن عزاداری ایرانیها تو کشورهای دیگه از خودم خجالت کشیدم که چرا امسال هیچ حال و هوای محرم نداشتم...

بهار 1386/10/30 ساعت 01:46 ب.ظ http://barounebahari.blogsky.com

به نظر من تو اشتباه نکردی ، اونها می تونند هم لات باشند و مورد تحقیر تو و هم عزادار حسین باشند و مورد تحسین تو , آدمها ابعاد زیادی دارند که همشون خوشایند ما نیست .
ممنون که وبلاگم سر زدی , ببخش که سرد بود , مثل هوا....

سلام علیکم و رحمه الله. منظور من هم چیز دیگه ای بود. نه رد این مدل حسینی شدن ها به کل از ریشه.
با نام صدای بارون ، در همون وبلاگ رازهای قلم ، پاسخ دادم.
ممنونم پیگیری فرمودید.
زنده باشید.
http://razhayeghalam.blogfa.com/post-33.aspx

سلام یاشار عزیز
مرسی بهم سر زدی و باعث شدی که بیام اینجا و خوشحالم که به این نتیجه رسیدی که نمی شه از روی ظاهر آدما قضاوت کرد.
تقریبا همه ی کامنتای این پستو خوندم از جوابایی که دادی لذت بردم و از اینکه با فکر جواب می دی ولی اینم بدون با کسی که عناد داره بحث و توجیه فایده نداره هر کسی نظر خودشو داره . گر چه من خودمم تو بعضی مسائل تا طرفم و قانع نکنم کوتاه نمیام ولی بعد که فکر می کنم میبینم فقط خودمو خسته کردم و بس
چون رنگ دل آدما که عوض نمی شه......

D 1386/10/30 ساعت 12:18 ب.ظ

"ولی خدایی از این در خیلیا به واقع جوابی گرفتن که از هیچ جای دیگه ای نمی تونستن بگیرن پس باید بهشون حق داد"

چرا همچین حرفی میزنی؟ وقتی کسی خودش نتونسته برای خودش کاری بکنه و به قول شما ها مظلوم واقع شد و همه چیزش یا از بین رفت یا به غارت رفت، چطور حالا کسای دیگه ازش جواب بگیرن؟
من از خیلی ها شنیدم که این مراسم خیلی ها رو شفا داده (وهمه هم فقط شنیدن) و زنده کرده و چی و چی... ولی خود طرف اصلی نتونسته واسه خودش کاری کنه؟
--
در ضمن همه کسایی که ابتدا دم از مذهب میزنن از در دموکراتش وارد میشن و بعدش شروع میکنن به سواری. مگه یادت نیست که تحفه نوفل لوشاتو چیا میگفت و اولین کارایی که کرد چیا بود؟
--
اسمی هم که دادی رو خیلی پسندیدم ولی استفاده شده متاسفانه

شاید چشم دلت باز نیس تا ببینی!!

حالا چرا برای خودشون کاری نکردن؟
اول اینکه همونطور که گفتم حضرت علی (ع) معجزه رو بعد از ارتحال پیامبر حرام اعلام کرد برای باقی جوابت هم برو به کامنت قبلی ولی مساله علاج بیماری یه چیز دیگه اس که بین ماها به نام معجزه رواج پیدا کرده در واقع کاملش اینه علاج معجزه مانند!!

دوم اینکه توی کربلا مریضی جز امام سجاد نبود که اونم یه حکمت دیگه داشت که بماند!

راجع به مطلب آخرت فعلا چیزی ندارم بگم

سلام من از وبلاگ ما چهار نفر مزاحمتون می شم .
ما چهار نفر هستیم و اتفاقاتی که در محل کارمون پیش می آید رو می نویسم ولی چند وقتی هست که خیلی سرمون شلوغه و وقت نداریم زود به زود آپ کنیم . از اینکه به وبلاگ کم بیننده ما اومدی مرسی . بر خلاف خیلی ها که دوست دارند وبلاگشون پر بیننده باشه ما خوشحالیم که کم ببیننده هستیم . باز هم به ما سر بزن.

م 1386/10/30 ساعت 08:31 ق.ظ http://hedye.mihanblog.com

سلام ممنون از اینکه به وبلاگ من سر زدی
من بهت لینک دادم ممنون میشم اگه شما هم لینک بدی
موفق باشی
بابت شعر قشنگت هم ممنونم

نگار 1386/10/29 ساعت 11:40 ب.ظ http://www.jootii.blogsky.com

سلام
خوشم اومد / منم چند روز پیش همین حس تو رو داشتم

مجاهد 1386/10/29 ساعت 11:12 ب.ظ http://razhayeghalam.blogfa.com

این حرف از هر دو سو غلط است.
هم اینکه بگوییم چون مراسم ها را لات و لوت ها برگزار می کنند پس این مراسم ها به درد نمی خورد . و اصل کارشان را تخطئه کنیم.
هم اینکه بگوییم چون این لات و لوت ها این مراسم را زنده نگه داستند پس کار خیلی خوبی کردند. و از ما جلو افتادند.
حرف درست این است که بگوییم...
خودت بگو. چیست؟

... 1386/10/29 ساعت 09:54 ب.ظ http://khorshidakam...

حتما داستان موسی و شبان رو خوندی...
پ.ن به شدت از این فیلم بدم میاد

D 1386/10/29 ساعت 09:32 ب.ظ

من یهت گفتم. برای من همه مذاهب به جور وسیله شدن برای کسایی که میخان قدرت بدست بیارن، هیچ حایی هم از هم جداشون نمیکنم و خب همه یه مدل هستن. یهودی هم فکر میکنه که بهترین دین دنیا رو داره و شیعه هم همینطور و سنی های متعصب هم شیعه ها رو رافضی میخونن (سنی های ایران رو نببین که اکثرن ملت متمدن کردستان سنی هستن و چون فرهنگ بسیار قویتری دارن به نسبت مذهب سنی میبینی که خیلی سنی های ملایم و متمدنی هستن، بیا و ببین که جاهایی که سنی صد درصدی هستن در موزد شیعه ها چی فکر میکنن) در نتیجه از نظر من مذهب وقتی وارد مسایل اجتماعی میشی کاری جز تولید فساد نکرده.
در ضمن امام حسین هم به نظر میرسه که طالب به قدرت رسیدن بوده .

כبعلاوه اینکه، این همه معجزه که بهش نبت میدن نمیتونست یه لیوان آب پیدا کنه واسه بچه ش؟

یک چیزی رو یگم. من خیلی خیلی هم ادم معتقد و خدا پرستی هستم ولی اثلا با حضور مذهب در جامعه به هر شکلی مخالفم.
در ضمن من کمانگیر نیستم. گفتم بهت که من وبلاگ ندارم فعلا. اگه داشتم میذاشتم. مشکل اصلی برای من در وبلاگ فعلا اسم وبلاگ هست. ایده ای داری خوشحال میشم بهم بگی. شرمنده من همیشه یه کمی حرف زدنم تلخه . ممنون از صبوری جواب هات و انشا الله که این راهی که میرین به سوی روشنایی باشه ، هر چند که بعیده .
یکی اومده بود ایران خونه یه دوستی بهش گفت که تو دانمارک یکی از قسمت های مهم هر خونه ای که میسازن کنابخونه س. پس خیلی خیلی مونده که بتونیم به سوی روشنایی بریم. چنتد تا کتاب واسه کتابخونه محله تون خریدی؟ خودت خانوادت؟ همون هایی که فکر میکنی خیلی آدم های والایی هستن؟ حالا بگو که چقدر پول میدین هر سال واسه تولید آش نذری و شله زرد؟

ممنون از اینکه دوباره اومدی و نشون دادی که ....
یه جورایی باهات موافقم که همه مذاهب یه جور وسیله شدن برای کسایی که میخوان به قدرت برسن اما این دلیل نمیشه که هر کسی که دم از دین و مذهب زد بهش برچسب قدرت طلبی بزنیم

من آشنایی خاصی با آداب سایر ملل ندارم که شیعه هاشون چطورن یا سنی هاشون چطورن من فعلا توی ایران زندگی میکنم و برام نوع معاشرت این مردم مهمه البته خوشحال میشم آداب خوب و شایسته سایر کشور ها رو هم یاد بگیرم و در صورت امکان توی زندگیم پیاده کنم ولی فقط آداب شایسته و سازگارش رو

در ضمن مساله امام حسین هم یه کم پپیچیده تر از اونه که به همین سادگی بشه تحلیلش کرد
اولا امام حسین به علت بیعت نکردن با کسی که حق هدایت مردم رو به تبع امارت بر مسلمین ازش به نوعی دزدیده بود مجبور شد هجرت کنه و کاروانش هم تا اونجایی که من میدونم کاروان جنگی نبود یه کاروان خانوادگی بود تازه تا حالا نشده از حق خودت دفاع کنی ؟ خوب امام حسین هم توی صحرای کربلا حساب دفاع کردن از حق خودش هم نباشه باید از خانواده اش دفاع میکرد یا نه ؟
اگر هم میخواست برای قدرتی که میگی بجنگه هیچوقت نمیرفت کوفه اونم با اون مردمش
از مدینه نیروهاشو جمع میکرد و یه راست میرفت شام تا با یزید سنگاشو وا بکنه !
حالا بگذریم

تا اونجایی که من یادم میاد حضرت علی معجزه رو باطل یا حرام اعلام کرد (اطلاع کاملترشو تحقیق میکنم و بعدا خبر میدم) پس طبیعتا حق نداشته معجزه هم بکنه و یه لیوان آب (به قول جنابعالی ) برای پسرش پیدا کنه تازه اگر این کارو میکرد قضیه بعد انسانی و زمینی خودشو از دست میداد و میشد یه ماجرای ماورایی که اونم قضیه اش کاملا جداس

راجع به اسم وبلاگت هم علی الحساب پیشنهاد میکنم اسمشو بزاری وسوسه (محض مزاح گفتم اینو به دل نگیر) ولی اگه وبلاگ زدی خوشحال میشم لینکت کنم
حرفاتم برای من تلخ نیس تامل برانگیزه ! توی این چند روزه باعث شدی به بعضی چیزا دوباره فکر کنم و حتی بی تعارف راجع به بعضی مطالب به جایی رسیدم که خودمم در حیرتم

راجع به مطلب آخر هم حق با توست اما اینو در نظر بگیر که سرمایه گذاری روی کتاب یه سرمایه گذاری به شدت بلند مدته و اگه توی جو ایران بوده باشی می بینی که به سبب خیلی مسایل که جای گفتنش نیست مردم اصلا یادشون رفته یه همچین سرمایه گذاری هم ممکنه وجود داشته باشه و کارای زودبازده اولین و آخرین تفکر جامعه ایرانه !
حالا چون مردم از این در (آش نذزی و شله زرد) جواب گرفتن (حداقل اینجور فکر میکنن و یا شایدم جواب روانی گرفتن ! منظورم آرامش روانیه) این قضیه رو بیشتر جدی میگیرن
ولی خدایی از این در خیلیا به واقع جوابی گرفتن که از هیچ جای دیگه ای نمی تونستن بگیرن پس باید بهشون حق داد

مجیدی 1386/10/29 ساعت 09:28 ب.ظ http://naghmekadkani.persianblog.ir/

درود بر شما
درست است. محرم را آنهایی نگه داشته اند که ...
اما فکر کردن به این مراسم و ماه مهم تر از تماشای آن است.

هدی 1386/10/29 ساعت 08:56 ب.ظ http://WWW.hoda210.blogsky .com

d..o..s..e..t..d..a..r..a..m......t..a......h..a..m..i..s..h..e../ age 1 kam tahe ghalbet mano dost dari ya be yadami in off ro baz baram befrest vase hame addlistatam befrest ta bebini cheghadr doset daran

اولا منم تو رو دوست دارم
ثانیا نمیخوام بدونم کیا چقدر منو دوس دارن
از یه راههای دیگه ای هم میشه اینو فهمید
موفق باشی

ravi 1386/10/29 ساعت 04:28 ب.ظ

dastane agha emam hosain va emam hasan ra vaghti ke sardarane sepahe saade abi vaghas dar dowrane hokomate omar ra khndeh id ke moghea bargashat az tabarestan che farmoudand lotfan tarikh ra be deghat be khanid

سلام علیکم .
عرض تسلیت دارم. و انشاءالله عزاداریهاتون قبول باشه.
در مورد مطلبی که توی وبلاگم فرمودید ، عرض کنم که اگر خدا دل شکسته میخواد ، میخوام! گفتم که دل شکسته رو دوست داره خدا!
در مورد مطلبی هم که خودتون نوشتید توی وبلاگ ، من تقاضا میکنم این مطلب رو بخونید :
http://razhayeghalam.blogfa.com/post-29.aspx
و همین طور این مطلب رو :
http://razhayeghalam.blogfa.com/post-31.aspx
بعد باز هم در موردش با هم بحث میکنیم انشاءالله.

سلام
ممنونم که اومدی و راهنماییم کردی به اون دو تا مطلبی که گفته بودی مراجعه کردم خیلی عالی بودن مام از این قلم آدما توی محلمون داریم ولی منظورم توی این مطلب اصلا اون تیپ آدما نبودن و نیستن هر چند که عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد !
اون آدمایی که من گفتم شاید یه جورایی مثله حیدر خوش مرام سریال شب دهم باشن با این تفاوت که شاهزاده خانمی نیس که بهشون وعده .... بده و شرط ... بزاره
میدونی من دیدم کسی رو که توی همین محله خودمون به عشق اینکه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ میخواد توی مراسم آقا طبل بزنه از ساعت ۷ شام خورده نخورده سریع نمازشو میخونه (کسی که توی روزای معمولی هر چند نماز میخونه ولی اول وقت نیس) و میزنه بیرون!
این آدما رو که توی محلمون کم نیستن من از نزدیک میشناسم و از جیک و پیک زندگیش خبر دارم و میدونم که جز برای عزاداری نمیاد بیرون و چون مثله آرتیست های مطلب اون دوستمون (که منم تایید میکنم که همچین آدمایی هستن و وجود دارن) دستشون به جایی بند نیس که چون بعدا عوضش رو از مردم خواهند گرفت سخاوتمندتر بشن و خیلی بیشتر مایه بزارن!
خوب که فکر میکنی این آدما واقعا غبطه خوردنی هستن (مطمئنم اگه تو هم درست به اطرافت نیگا کنی می تونی این جور آدما رو از بقیه شون تشخیص بدی حتی اون دوستمون هم میتونه) ولی منکر این قضایا هم نیستم که انگل هایی هستن که از همه چی و از هر فرصتی برای خودنمایی و سو استفاده بهره می برن
در مورد مطلب اون دوستمون هم نباید اشتباه کنیم
خدا همیشه تواب بوده و هس
همه که نمیشه از اول توی تکیه ها و روضه ها و حسینیه ها باشن تا حسینی باشن
برای حسینی بودن تابیدن نور الهی به دل آدمیزاد لازمه که ممکنه توی هر لحظه ای اتفاق بیفته
حیدر خوش مرام هم می تونست از خیر اون دو شب بگذره چون به مراد دلش رسیده بود ولی اینکارو نکرد چرا؟
چون به مراد دلی بالاتر و بهتر پی برده بود

taurus 1386/10/29 ساعت 01:20 ق.ظ http://sidewalk.persianblog.ir

سلام.
منم از کسایی هستم که یه جاهایی باید خجالت بکشم از خودمو و همه کارامو و همه افکارم. واست دعا می کنم ولی بدون خودم خیلی نیازمند دعام.

کاشکی خدا واسه همه توجیحات مسخرم، ساده ازم بگذره.

ممول 1386/10/29 ساعت 12:40 ق.ظ http://www.memol125.blogfa.com

والا چی بگم. این چیزی که نوشتی همچین ادم رو خجالت میده که هیچی نگه سنگینتره.
چشم زود به زود اپ میکنم.
مرسی سر زدی
ممول

برمی گردی سر بلند تر از همیشه...

از اینکه مرا خواندی متشکرم

[ بدون نام ] 1386/10/28 ساعت 09:46 ب.ظ http://ap.blogsky.com

با سلام دوست عزیز
بازارچه تا تاریخ ۱۱/۱۱/۸۶ تعطیل می باشد
بعد از این تاریخ در خدمتیم

مجتبی 1386/10/28 ساعت 05:36 ب.ظ http://say.blogsky.com/

یادداشتت رو که خوندم یاد این شعر افتادم:
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

d 1386/10/28 ساعت 09:18 ق.ظ

اینو هم بخون
http://persian.kamangir.net/?p=1407

D 1386/10/28 ساعت 02:03 ق.ظ

هتوز وبلاگ ندارم و یعنی داشتم تا حلا چند بار بستمش. و در ضمن فکر نکن که کم با سیستم آشنا هستم. خدا رو شکر خودتم فخمیدی که این کار یه جور تخلیه روانیه و به ماورا ربطی نداره چون در اون صورت اون ستاره های راک هم پیغمبرن.
من از راک خوشم نمیاد ولی کاملا مشخصه که اکثر شیعه ها از مازوخیسمی و سادیسمی لذت میبرن. به اشکال مختلفش. از سنگسار بگیر تا قمه زنی و سینه زنی و رنچیز زنی و کتک کاری به اسم عفت و قتل ناموسی و .....

و همه هم خوب میدونیم چون مذهب از بچگی آموزش داده میشه و ترکیب میشه با روان یکی دیگه اون یکی نیمتونه در مورد مذهب منطقی فکر کنه، جایی که والد و بالغ به هم آلوده شده باشن بالغ سعی بر تولید تفکراتی میکنه که والد میپسنده. هیچ مذهب درست و حسابی تو دنیا وجود نداره و خب همه شونم فکر میکنن که بهترینن. تو هم با همین فکر خوش باش و با خوردن آش نذری و سینه زنی به اوج اون لذتی که فکرش رو میکنی که من نمیفههم برس و با همون دخترکانی که میان برای نگاه کردن و لذت بردن از اذیت و آزار یکی دیگه. احتمالا تماشای مراسم اعدام یکی هم دیگه اوج لذت و شاید ارگاسم باشه، نه؟

در ضمن ای پی من که میافته رو وبلاگت تا دم اتاق خواب من رو هم هت آدرس میده.
هر چند که میدونم ناراحت میشی (همه وقتی به چیزیایی که براشون مقدسه بتازن نراحت میشن) ولی برای من به عنوان یه انسان مهمی و مذهبت مایه بدبدختی و فلاکت و استثمار عوام، این مذهب شیعه (و بقیه) جز استثمار کار دیگه ای کرده؟ جز سو استفاده ای روانی از آدما کار دیگه ی میکنه؟
معلوم نیست من برای چی کامنت میدم!!!!؟؟؟

اون سایتی رو که معرفی کرده بودی و لینک های مرتبط رو سر زدم اما در آخر این مطلب راجع بهش صحبت میکنم

اول گفتی که خوانندگان راک هم مثله عزاداران تخلیه روانی می کنند قبول دارم (ببخش که مجبورم کمی از آداب عفت بیام بیرون) ولی تا به حال حموم رفتی ؟برای چی ؟ مطمئنا توی فیلمها دیدی یا شنیدی که یارو میره حموم تا آمادگی کاملتری برای سکس داشته باشه ! یا حتی توی حموم سکس میکنه ! حالا می تونی تفاوت رو حس کنی ؟ ظرفداران راک می رن توی کنسرت تا آمادگی یه کار دیگه رو پیدا کنن ولی اگه عزاداری رو تخلیه روانی به حساب بیاری این نوعی کنده شدن از دنیای مادیه که میخواد زمینه رو در خودش برای اتصال به ماورایی که خودت هم اشاره کردی فراهم کنه عزیز من حساب این کجا و اون کجاست! میفهمی که؟

بعد گفتی که مراسمش مشکل داره ! تو داری به ظواهر قضیه نیگا میکنی میدونی که این مراسم در چه دوره ای تدوین شدن ؟ خیلی سال پیش که مردم ناراحت بودن همه این مراسم به نوعی نشان دهنده آمادگی رزمی برای حمایت از آقاست حالا فکرشو بکن اگه قرار بود توی این دوره زمونه این مراسم تدوین بشه چه مراسمی تدوین میشد؟عزیزم به لابه های درونی تر این قضیه نیگا کن نه به ظواهر !

اشاره کردی به کتک کاری در مسایل ناموسی ! حتما فیلم بیوفا (آن فیس فول ) رو دیدی که محصول کشور آمریکاس و ریچارد گری و دیان لین توش هنرمندی کردن حالا حسابشو بکن توی کشوری که داره به عنوان بهشت زمینی ازش یاد میشه این نوع برخورد با مسایل ناموسیه ! چه انتظاری از ما که دارن به عنوان جهان سومی ازمون اسم می برن داری ؟

بعد ش حس میکنم داری تلاش میکنی شیعه و سنی رو از هم جدا کنی ! حقیقتش اگه اینطور باشه باید بگم تیرت به سنگ خورده چون من یه رگ از هر دوشون دارم !

تا حالا فقط داری به این و او ن میتازی یه راهی جلوی پامون بزار شاید منم اومدم توی مسلک تو ! شهریار یه شعر ترکی داره که میگه :تو یه چیزی بگو منم مسلمونیمو میزارم کنار و با تو میام به مسیحیت!

در ضمن از بابت چیزایی هم که گفتی اصلا ناراحت نمیشم شاید اون کامنت اول لحظه اولش یه خورده تاثیر گذاشت ولی فقط همون بود از اینکه خودتم میدونی که داری به عقایدم می تازی نه اینکه انتقاد کنی خوشحالم

در ضمن ممنون که وقت گذاشتی و جوابمو خوندی لااقل از اونایی نبودی که همینجوری وبگردی میکنن و برای اینکه خالی از عریضه نباشه کامنتی می نویسن و بعدش دیگه خبری ازشون نمیشه !

اما راجع به اون سایت
خیلی چیزا توش بود موافق و مخالف ولی من حس کردم مخالفاش بیشتر بودن لااقل موافقینش مثله صاحب سایت سو نیت نداشتن قصدشون اصلاح بود چیزی که اون اصلا توی حرفاش اصلا پیدا نبود
می تونم بگم یه آدم زخم خورده بود از یه جای دیگه دلش پر بود

یه چیزی ازت می پرسم خدایی راستشو بگو ! کمانگیر خودتی یا تو هم جزو اونایی؟
قلمت دقیقا مثله اون بود حتی نوع تاکیدات حتی نوع حمله هات نوع موذیانه لبخند زدن و رد شدنت و.....
اگه جزو اونا نباشی (که فکر میکنم هستی) باسد بگم بد جوری مختو زدن یعنی هیچ چی از خودت نداری اگه باور نداری بشین درست و حسابی فکر کن


در ضمن شیوه کثیفی برای جمع کردن بازدید کننده و طرفدار انتخاب کرده بود این آقا یا خانم کمانگیر

دکتر گمشده 1386/10/28 ساعت 12:14 ق.ظ http://drdarya74.blogsky.com

ارزوی بهترین ها رو واستون دارم

احسان 1386/10/27 ساعت 10:47 ب.ظ http://www.cheraghineh.persianblog.ir

ممنون سر زدی و خبرم کردی..........جالب نوشتی.............................
.......................
....................
.................
تا حدودی موافقم با شما...............

آقا یاشار
همیشه لحظه ها آدم ها رو می سازند .
براتون آرزوی لحظات پر خیر و برکت دارم .

شیرین 1386/10/27 ساعت 09:24 ب.ظ http://zeh1.blogfa.com

سلام مطلب قشنگتونو خوندم
حالا آپ می کنید و ما رو هم بی خبر میذارید؟
براتون آرزوی شادی دارم

D 1386/10/27 ساعت 09:22 ب.ظ

چه بدبختایی پیدا میشن. خب بشین تو هم انقد بزن تو سر خودت که فکر کنی مثلا به پالایش روحی رسیدی. شیعه ها هموشن یه جوز مازوخیسم و سادیسم دارن. یا تو سر خودشون میزننن یا میخان بقیه دنیا دینشون رو عوش کنن و به مذهب افراطیشون در بیان.
خدا یه عقلی بهتون بده و به بقیه مردمی که از دست شماها به تنگ اومدن باز هم مثل همیشه صبر بده.
--
در ضمن بی خودی شورش نکن و به عشق ربطش نده، خودتم خوب میدونی که خیلی هاتون میرین واسه چی!!!

ممنونم از اینکه اومدی وقت گذاشتی و مطلب منو خوندی اونم مطلبی که اصلا با اصولت جور در نمی اومد واقعا متشکرم

اما چرا آدرس ندادی که منم بیام به وب تو تا باعقایدت آشنا بشم
خدا رو چه دیدی شاید به قول یه شعر ترکی شهریار
منم دینم رو میزارم کنارو با تو به کلیسا میام

خیلی راحت داری متهم می کنی اگه می خواستم خودمو از مردمی که وصفشونو گفتم جدا کنم می گفتم من دو ساله که سعادتشو ندارم که باهاشون باشم ولی بهت میگم که آیا دین غیر افراطی و کاملا منطقی تو این اجازه رو بهت داده که به یه مکتب بزرگ دنیا این جور بتازی ؟؟؟

در مورد توی سر و کله زدن هم باید توی حال و هواش باشی تا بفهمی یعنی چی؟
چطور اون آدمی که توی کنسرت راک میزنه توی سر خودش حق داره و تو هم خیلی خوشت میاد و با سرفرازی بهش میگی تخلیه روانی ولی عزاداری ما برای کسی که همه دنیا به حقانیتش اعتراف دارن میشه مازوخیسم !!!!
واقعا خیلی تامل برانگیزه!

بیا خودتو ثابت کن
بیا از خودت دفاع کن

شمیم 1386/10/27 ساعت 09:14 ب.ظ

نمیدونم در مورد اونایی که گفتی چی بگم .ولی گفتن که ان للحسین حراره فی قلوب المومین لا تبرد به ابدا .
تو هم حتما مومنی دوست من اگه این حرارت تو دلته که حتما هست حتی اگه تو خونه باشی .
راستی من اینقده از مداحی های ترکی خوشم میاد هر چند سر درنمیارم .ولی حس خوبی داره وقتی با یه حرارتی میگین ابالفضل .تو شیراز که دسته ترکا بعید می دونم باشه .ولی تو شمال بود وخیلی دوسش داشتم .دلم براشون تنگ شده

[ بدون نام ] 1386/10/27 ساعت 08:51 ب.ظ http://amical.blogsky.com

سلام
به نظر من هرکس به شیوه خود٬ خدا را پرستش می کند.

شیرین 1386/10/27 ساعت 08:31 ب.ظ http://zeh1.blogfa.com

سلام دوست من
حرفای صادقانه و بی ریاتون رو خوندم
حتما دعاتون میکنم
شاد باشید

سلام ممنون که سر زدی تو هم منو دعا کن و مطمئن باش که اگر اراده داشته باشی به اون چیزی که میخوای میرسی موفق باشی

آسمون 1386/10/27 ساعت 07:13 ب.ظ http://sibhayekal.blogsky.com

خواننده‌ی شعر پشت در منتظر است . برای او صندلی بیاورید و یک فنجان چای...

ابتهاج 1386/10/27 ساعت 04:51 ب.ظ http://www.ebtihaj.blogsky.com

ممنون از نظرتان.
آقا شما را به تعداد سایت های من چی؟؟؟؟
برایتان چی درد سری را برپا میسازد؟؟

می خواستم تند و تیزی خودمو بهتون ثابت کنم
همین!!!!!

مهدی 1386/10/27 ساعت 04:29 ب.ظ http://dastneveshteha.blogsky.com

خیلی نگران نباش . بر میگردی . خدا بزرگه

فاطمه 1386/10/27 ساعت 03:16 ب.ظ http://crazyfrog.blogsky.com

گفته بودم
غنیمتی است شما را داشتن
تک تک شما را...

به وبلاگ من سر بزنید

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد