در تو
خرسندی این فتح شکوهمند
تمام ناشدنی است
و در من
عذاب آن
دروازه های قلبت
تسخیر ناپذیر
دیرگاهی است تا بر سپاه من ناگشوده است
و لشگر من
آنسوی دیوارهای این شهر بزرگ
مدتهاست که بر در بسته می زنند
در تو
خرسندی این فتح شکوهمند
با صدای هلهله و پای کوبی اش
از درون شهر
تمام ناشدنی است
و در من
شرمساری بی غنیمتی اش
با سپاهی مدعی
بازگشت را
عذاب آور
عالی بود...
سلام. بسیار عمیق بود و زیبا.
دوست عزیز در صورتی که مایل به تبادل لینک بودید نام سایت ما را با نام سایت علمی آموزشی ایرانیان لینک کنید و سپس در سایت ما عضو شده و بعد از ورود به سایت در قسمت لینکستان سایت لینک خود را معرفی کنید
پروردگار
سلام!وقت بخیر:)
جدی میگین روانشناسا ایجورین؟؟
شما از این وی کانورژن چی میدونین؟ اینکه درسته یا نه و ...
ممنون
در تو خرسندی این فتح شکوهمند تمام ناشدنی ست.
از این قسمت خوشم اومد....
درست می گی شاید به دلیل بزرگ شدن باشه مه دیکه لکه نورانی نمی بینم
شعر ...!!!
نمیدونم هیچوقت نسبت به شعرا احساس خوبی نداشتم !!!!
...!!
با وجود این خودم شاعر شدم ...!!!
هه!!