در تو

خرسندی این فتح شکوهمند

تمام ناشدنی است

و در من

           عذاب آن

 

دروازه های قلبت

                     تسخیر ناپذیر

دیرگاهی است تا بر سپاه من ناگشوده است

و لشگر من

آنسوی دیوارهای این شهر بزرگ

مدتهاست که بر در بسته می زنند

 

در تو

خرسندی این فتح شکوهمند

با صدای هلهله و پای کوبی اش

                                      از درون شهر

تمام ناشدنی است

و در من

شرمساری بی غنیمتی اش

با سپاهی مدعی

بازگشت را

عذاب آور

نظرات 6 + ارسال نظر

عالی بود...

گلناز 1386/10/21 ساعت 11:19 ق.ظ http://gaahnameh.blogsky.com

سلام. بسیار عمیق بود و زیبا.

رسول حاجیان 1386/10/20 ساعت 12:11 ق.ظ http://www.30vil.com

دوست عزیز در صورتی که مایل به تبادل لینک بودید نام سایت ما را با نام سایت علمی آموزشی ایرانیان لینک کنید و سپس در سایت ما عضو شده و بعد از ورود به سایت در قسمت لینکستان سایت لینک خود را معرفی کنید

دخترک 1386/10/19 ساعت 10:58 ب.ظ http://minerve00.blogsky.com

پروردگار


سلام!‌وقت بخیر:)

جدی می‌گین روانشناسا ایجورین؟؟
شما از این وی کانورژن چی میدونین؟ اینکه درسته یا نه و ...


ممنون

در تو خرسندی این فتح شکوهمند تمام ناشدنی ست.
از این قسمت خوشم اومد....

درست می گی شاید به دلیل بزرگ شدن باشه مه دیکه لکه نورانی نمی بینم

توت کوچولو 1386/10/19 ساعت 02:38 ق.ظ http://darkscare.blogsky.com

شعر ...!!!

نمیدونم هیچوقت نسبت به شعرا احساس خوبی نداشتم !!!!

...!!

با وجود این خودم شاعر شدم ...!!!

هه!!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد