در قلب من

در مرغزار آفت زده ی قلب من

تنها تو

تنها و تنها تو

می توانی تسلی بخش آشفتگی ام باشی

روح پریشان من

تنها به نوازش تو تسکین می شود

 

 

درخت ها به تو تعظیم می کنند

از تواضع بار آورت

و پرنده ها برای تو می خوانند

رنج های مرا

             در موسم آمدنت

هنگامی که من

یکپارچه زبان تماشا شده ام

 

 

ای کاش می شد

جریان حضورت را لمس کرده باشم

تا سرخ شوم

ای کاش می شد

حرارت نگاهت را به آغوش کشیده باشم

تا سبز شوم

ای کاش می شد

در برابرت ایستاده باشم

تا آب شوم

            آبی. . .

 

 

ولی اکنون

به گنجینه ی حسرتت دست یافته ام

زرد زرد

آفت زده و پریشان. . .!

 

 

در مرغزار آفت زده ی قلب من

تنها تو

یکبار اگر بیایی. . . .

نظرات 6 + ارسال نظر
مبینا 1386/10/26 ساعت 01:48 ق.ظ http://www.zizimozi.persianblog.ir/

سلام .
اینم مثل بقیه ی نوشته ها قشنگ بود .
موفق باشی .

شیرین 1386/10/15 ساعت 05:06 ب.ظ

سلام دوست من
وبلاگ جالبی دارید
با تبادل لینک موافقیید
http://www.zeh1.blogfa.com

جام باده 1386/10/15 ساعت 03:11 ب.ظ http://jamebade.persianblog.ir

سلام
ممنونم از حضورتون
عمر هم ارزش داره
ارزشش رو باید از کسانی که به کهولت رسیدن پرسید
که همشون متفق القول میگن که عمرشون رو ارزون دادن !
بعضی چیزها هم بیشتر از قیمتشون می ارزن
قیمتشون رو باید از کارشناسان پرسید
نه هر کسی !!!!
موفق باشی

سنجاقک 1386/10/15 ساعت 03:11 ب.ظ http://ma3ta.blogfa.com

سلام
چشم حاجی
روچشمم
به بزرگترام گوش میدم
شمام بیا ما رو از تنهایی به در آور

مبینا 1386/10/15 ساعت 11:09 ق.ظ http://zizimozi.persianblog.ir/

سلام .
خوب بود .
سر بزن .

سلام دوست عزیز
وبلاگ زیبایی داری و قلمی توانا
از پیام دوباره ات هم سپالسگزارم
ولی من لینک هیچ وبلاگی را نمیذارم
با آرزوی موفقیت بیشتر

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد