کسب درآمد اینترنتی کسب درآمد اینترنتی
با کمتر از ۲ ساعت کار در روز درآمدی معادل ۹۰۰.۰۰۰ تومان داشته باشید
دستگاه تغییر صدا
تبدیل صدای شما به مرد یا زن در هنگام صحبت با موبایلتان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 12 تیر 1388

فیلم دلشکسته رو دیدم با بازی بی تا بادران(اگه اسمشو درست خونده باشم) و شهاب حسینی در نقش اول زن و مرد

مثله همه فیلمای ایرانی که به قصد و نیت عالی بودن ساخته میشن شروعی توفنده داشت

یه محیط دانشگاهی (که داخل پرانتز باید بگم که تنها محیط ایده آلی توی کشور ماست که میشه و میتونی اینجور همسایگی ها و تقابلات از دو تفکر با جنس مختلف و یا همسایگی و تقابلات دو جنسیت مختلف یعنی زن و مرد ، و دوجور تربیت کاملا متمایز رو دید و غیر از دانشگاه دیگه محیط دیگه ای رو سراغ نداریم که اینجور باشه ، نه محیط کاری ، نه محیط بیرون ، نه محیط دوستی (چون اکثر دوستیها به دلیل اولین تجربه در سن بالا یه چیزای دیگه توش پیدا میشه و وقتی هم خالصش پیدا میشه بعد از اتمام دوران دانشگاه منقطع میشه) و نه هیچ محیط دیگه ای ، البته در مورد شرکتهای جدید خصوصی حرفی نمیزنم که به تازگی و در طی چند سال اخیر راه افتادن که البته در مورد اونا هم بایستی بگم که اونجاها هم محیط صرفا یه دست هست و معمولا دو نگرش وجود نداره چه برسه به اینکه دو نگرش کاملا متفاوت باشه)

الغرض داشتم میگفتم که یه محیط دانشگاهی اونم از نوع جامعه شناسی.

یه دختر از یه خانواده پولدار که خانواده به تبع پولدار بودنش یه نیمچه تحصیلاتی دارن ، البته بهتره بگم  مدرک دانشگاهی دارن تا تحصیلات!

و یه پسر از یه خانواده فرهنگی که درست در نقطه مقابل خانواده دختر ، معمولا با تحصیلات و بینش بالا و وضعیت اقتصادی در حد خودکفایی و کمی بالاتر! نتیجه جنگ هم نگفته پیداست (بله دارم بهش جنگ اطلاق میکنم )

فیلم خوبی بود البته تا زمانی که این دختر و پسر تصمیم به ازدواج نگرفته بودن ، چالش های فکری هر دو رو نشون میداد و باورهای هر کودوم رو در مورد دغدغه فکری طرف مقابل که البته شفاف سازی کنم که منظورم باور کردن و یا باور نکردن این مقوله ها برای طرف مقابل بود

عکس العمل های جالب و دیدنی از دیدن یک سری واقعیت هایی که هر کودوم از دو طرف سرشو تو برف کرده بود و نمیخواست اونو ببینه حاصل میشد و دست آخر یه مقوله عشقی که کارو به ورطه دینی و مذهبی کشوند و معمولا هم پیداست که توی این وادی ، کی باید تغییر کنه و کی نه؟ (اصلاح میکنم کی تغییر میکنه و کی نه؟ )کی باید کوتاه بیاد و کی نه؟ ودر آخر آخر فیلم هم یه اتفاق شبیه به معجزه! البته یعنی خود معجزه!


پ.ن: من بی دین نیستم ، لاییک هم نیستم ، جدایی دین از سیاست هم شعارم نیست، غربزده هم نیستم ، روشنفکر هم نیستم ، من فقط پینوکیو هستم


پ.ن2: فیلم بسیار خوبی بود (البته برای کشورمون ایران با تمام محدودیت ها و امکاناتش) که دیدنشو برای همه دوستان توصیه میکنم


پ.ن3: چرا ماها نمیتونیم دو تا مساله رو بصورت کاملا جدا از هم و به صورت مجزا ، درک ، و حل و فصل کنیم ؟


پ.ن4: بزرگترین ایرادی که به اینجور فیلما وارده اینه که تا حد ممکن به هر دو جبهه از موضع حق نگاه میشه! یعنی برای هر دو طرف فقط و فقط موارد و جنبه هایی که اون طیف در اون موضوع حق دارن و کاملا درست میگن نشون داده میشه نه مواردی که اونا هم احتمالا دچار اشتباه شدن و ایدئولوژی و برنامه های غلط هیچ کودوم نشون داده نمیشه تا کاستی هاشون با هم مقایسه بشه و یا به نوعی رفع و رجوع بشه و یا به تکامل برسه و تکمیل بشه


چهارشنبه 10 تیر 1388

پیش نوشت:

چن روز پیش به بهانه مرگ مایکل جکسون ، یکی از دوستان توی نت ،‌ مطلبی در مورد شهرت و شخصیت هر آدم نوشته بودن و اشاره کرده بودن به شخصیتی که مردم برای آدمی که به عنوان یه شخص برجسته یا یه قهرمان و یا یه شخص مشهور قبولش دارن می سازن و پیرامون این موضوع به یه سری واقعیت اشاره کرده بودن که با عرض معذرت از صاحب مطلب که اسم و آدرسی ازشون نمیارم میخوام این مطلب رو که بی ربط به موضوعی که از مدتها قبل توی ذهنم بوده رو بهانه ای قرار بدم برای بیان مطلب خودم:


همه مون در مورد نمادها چیزایی شنیدیم و میدونیم که نماد چیه و یعنی چی؟ مثلا برج ایفل نماد شهر پاریسه و یا ظهور و بروز مهربونی در یه نفر نماد و نشانه ای از درون پاک و زیبای اونه! و همچنین برای من ، ستارخان نماد آزادی خواهی و آزادیه

اما میخوام بگم که گاهی (البته اگه نخوایم بگیم که همیشه) نماد بودن دست خود آدم نیست یعنی بهتر بگم ؛ نماد نبودن دست خود آدم نیست! یعنی تو کاری رو شروع میکنی و انجام میدی فقط و فقط به خاطر هدفی که داری و دنبال میکنی دست از تلاشت بر نمیداری اما یهو چشم باز میکنی و می بینی که نماد یه مقوله ای شدی یا به قول همون دوستمون ، نماد بودن دست خود آدم نیست چیزیه که مردم برای کسی میسازن چیزیه که مردم بر اساس برداشتها و تشخیص خودشون و شرایط زمان و مکان و همچنین رفتارها و افکار یه آدم  ، از اون شخص میسازن

کاری به جزییات ندارم قصدم از اطاله کلام که تا اینجا کشید این بود که بگم:

نماد یه چیزی بودن خیلی سخته! و مخصوصا نماد یه خانواده بودن ، نماد یه فرهنگ بودن ، نماد یه گروه بودن و .... بطور غیرقابل تصور و بینهایت ، سخته!

اصلا نماد بودن دقیقا عین مسئولیته و اونم چه مسئولیتی! کمر شکن و مو سفید کن

نمیخوام با توضیح بیشتر مطلب رو لوس کنم ولی این مطلب رو هم اشاره کنم که مردم از یه نماد فقط و فقط ایده آل هارو انتظار دارن و نه حتی ذره ای کمتر.


شنبه 6 تیر 1388

وقتی مرید از مرشد پیشی میگیره....!

یعنی.......

چهارشنبه 3 تیر 1388

گاهی خیانت ، جلوه خدمت به خودش میگیره و خدمت ، خیانت به نظر میرسه!

یه مثال خیلی ابتدایی میزنم ،‌ همه مون وقتی بچه بودیم معلم داشتیم ، دو نوع اصلی معلم وجود داشت: معلمی که سخت میگرفت و بد به نظر میرسید و معلمی که وقت کلاس و بچه هارو با کارای بیهوده و بازیای الکی پر میکرد و خوب به نظر میرسید ( یعنی بهترین به نظر میرسید)

اما چن سال که بزرگتر شدیم ........(قضاوت با خودتون)

(داخل پرانتز بگم که ما تو ایران معلمی نداشتیم و فکر کنم که هنوزم نداریم که با بازی و تفریح و سرگرمی ، مطالب درسی و مطلب مفید و به درد بخوری رو به بچه ها یاد بده پس اون دومی رو با این یکی که ما تو ایران فقط یه تعریف کپی شده از فرهنگ غرب ازش داریم رو اشتباه نگیرین)

برگردیم به بحثمون ، اون معلم اول داره با جلوه سخت گیری و اذیت ، به بچه ها خدمت میکنه و دومی با جلوه ی بازی و همراهی داره بهشون خیانت میکنه

فردا ،‌ پس از یکسال و سه ماه از تاریخ فارغ التحصیلی ما ، سه تا از دوستان و همکلاسیام دارن اعزام میشن به خدمت مقدس!! سربازی

کاری به خدمت برای نظام و کشور ندارم ولی آیا این یه سال و سه ماه فرجه ای که داده بودن ، خدمتی بوده که به این تیپ افراد میشه یا خیانتی است که هنوز پنهانه و عواقب شومش رو نشون نداده؟

حساب کنین که یه پسر توی ایران اگه توی 25 سالگی بتونه لیسانس بگیره بعد بلافاصله ( دقت کنین که بلافاصله و نه بدون اتلاف وقت) بره به خدمت مقدس! سربازی ،‌ و دو سال از وقتشو هم اونجا بگذرونه ،‌ وقتی برمیگرده تقریبا 27 سالش داره تموم میشه و داره میره به 28 سالگی ،‌ یعنی سنی که آخرین سن برای استخدام در رده لیسانس برای آقایان در ایرانه و این آقا ، فوق فوقش یه سال وقت داره که یه جایی استخدام بشه ( البته اگه شانس بیاره و تو اون سال در یکی از نهاد های مرتبط ، استخدامی در کار باشه)

و صد البته که چرخه استخدامی سازمانها و ادارات کشور رو هم میشناسید

بنده دو بار توش افتادم و  هربار به مدت یه سال و نیم تا دو سال درش گرفتار بودم و دست آخر معلوم شد که یه چیزی و اسه استخدام کم دارم و اون یه چیز چی بود؟؟؟؟

پـــــــــــــــــــــــارتـــــــــــــــــــی

کار به درد و دل نکشه ،‌ آیا واقعا ماها تفاوت بین خدمت و خیانت رو توی مسایل روزمره زندگی و مسایل ساده و پیچیده تشخیص میدیم؟؟؟؟

شنبه 30 خرداد 1388

تقارن جالبی بود این وقایع بزرگ و این توهین های بزرگ به ملتی بزرگ* و دروغهای بزرگ و شریعتی بزرگ

دیشب رسانه ملی افتخار دادن و یه سر سوزن از دکتر علی شریعتی داد سخن دادن و در یه (به اصطلاح) جانبداری از ایشون یه چیزایی از زندگیشون رو به مردم نشون دادن و گفتن تا آگاهی مردم نسبت به این مرد بزرگ بیشتر بشه


پ.ن: سطر اول رو دقت کرده باشین می بینین که همه واژه ها صفت بزرگ رو یدک میکشیدن ولی تنها بزرگی که به نظر من به واقع در خور صفتش بود و هست همانا دکتر شریعتی بزرگه مردی که به حقیقت و کنح هر واژه ای پی برده و وقتی از یه کلمه استفاده میکنه میتونی مطمئن باشی که بهترین و مناسبترین وصف برای اون موضوع همون کلمه بوده که دکتر استفاده کردن چون واقعا درک و بینششون فراتر از اونی بود که ماها بخوایم تصور کنیم


*=ملتی بزرگ: به گمونم منتسکیو باید باشه که گفته ،‌ بر هر ملتی حکومتی حاکم است که لیاقت آنرا دارد.

باید قبول کنیم که هر کسی به فراخور نیازش از این واژه ملت استفاده ( یا سو استفاده میکنه) و اونارو نردبان ترقی خودش یا سپر بلای خودش میکنه و اصلا کاری به خود ملت نداره و به هیچ وجه کوچکترین اعتقاد و اهمیتی به بزرگ بودن این ملت نمیده و فقط این حرفا لقلقه ای بیش براش نیست


جمعه 29 خرداد 1388

یه نگاه جدید و یه نگاه جدید به ابتذال کشیده شده!

این دو تا با هم خیلی فرق دارن که شمام حتما میدونید مخصوصا که وقتی در مورد یه چیزی که یه رنگ تقدس بهش زده باشن بخوای متفاوت نگاه کنی یه کم سخته برای مثال در مورد جنگ تحمیلی!

اما یه نفر این کارو کرد و اون کسی نبود جز مسعود ده نمکی! در فیلم اخراجی های (1)

و اما یه نگاه متفاوت میتونه در عین حال یه نگاه به ابتذال کشیده شده باشه! که البته این رو هم میتونم مثال بیارم: فیلم اخراجی های (2)


پ.ن: این کجا و آن کجا؟

پ.ن2: انگار که بعد از ساخت و اکران اخراجی های(1) ،‌ یه نفر گوش آقای ده نمکی رو کشیده باشه و گفته باشه که:

                       پسر خوب ب ب ب ب ب ب ب ...............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پ.ن3: این پست ، به بهانه دیدن فیلم سینمایی اخراجی های(2)